دروغ

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

سلام خدا جونم
تو که همیشه دقیقه نود به دادم میرسی
شرمنده تم
ولی داغونم میدونی که دروغ و بی حرمتی که باشه همچی تمومه
دورغ فقط دروغ
من نمیدونم دارند خودشونا گول میزنند
ولی ازصداقت تو خوشم میاد
حداقل دروغ و دورنگی تو کارد نی
برام هنوز دعا میکنی ؟ ãäÈÚ
از دروغ گفتن خسته شدم، اما وقتی به زندگیم نگاه میکنم خودم رو یه زن کامل و موفق و مسئولیت پذیر میبینم که صرفاً به خاطر دختر بودنم اجازه ندارم تفریحمو انتخاب کنم! همه میدونیم اگه پسر بودم حتی اگه بیکار و بی مسئولیت بودم بازم راحت میتونستم برم پی خوشیم اما حالا.. توی خونه ما قانونه اگه دختر خوبی بودی اجازه داری بری بیرون، منم معیارم واسه تفریح کردن همین شده! حالا که درس میخونم و کار میکنم و کارهای خونه رو تا جایی که میتونم انجام میدم حق دارم بیشت
خشکسالی و دروغ در لنگرود روی صحنه رفت.در این نمایشنامه خوانی ،محمد امین،شهروز مرکباتی،فرناز علیزاده و نسترن زمزمی بازیخوانی کردند.خشکسالی و دروغ نوشته محمد یعقوبی است که به مشکلات اجتماعی و خانوادگی بر محوریت دروغ را دستمایه کار خود کرده است.محمد امین دانش آموخته دانشگاه سوره تهران است که پیش از این جنین وارگی را بروی صحنه برده بود،امین از کار جدیدیش که نمایشی تخت حوضی است خبر می دهد که پس از محرم و صفر در لنگرود برروی صحنه خواهد رفت. ãäÈ
دروغ را خدواند برای انسان ها آموزش داد
آیا طنز گفتن هم نوع دروغ است؟
زمانیکه خدواند حضرت آدم و هوا را هست کرد در وجود آنها دروغ را با روح خود دمید،چنانچه همه با شواهد آیات در قران کریم میدانیم که انسان اشرف مخلوقات است و تنها موجود است که روح خداوند در آن دمیده است بر فرض اگر این دروغ گفتن حتی توسط روح دمیده شده نباشد بعدا زمانیکه خدواند آدم و هوا را داخل بهشت نمود و آنها را امر فرمود تا از تمام میوه های بهشتی میل بفرماید الی یک میوه که همانا گ
نه به دروغ و بی‌اخلاقی...
نه به فریب‌های انتخابی...
نه به سه سال بیکاری و سه پرکاری...
نه به توهین به منتقد، نه به تهمت به مخالف...
نه به گدایی از بیگانه و سرخوردگی دوست...
نه به بخیه‌های باز شده...
به بازداشت کارگر ...
نه به روحانی... ãäÈÚ
 
اولین بار که دروغ می شنوی 
پریشان می شوی
میخواهی به جهان بگویی ببینید فلانی دروغ گفته است
خودت را به آب و آتش می زنی
ولی دیگران با پوزخند نگاهت می کنند
تازه می فهمی که دروغ گفتن برای دیگران عادی تر از آن است که فکرش را بکنی
می فهمی باید با جهان لبریز از دروغ کنار بیایی
یاد می گیری در مقابل دروغ فقط لبخند یزنی و عبور کنی ãäÈÚ
بازم دروغ
✔️آدمها را به دو دسته تقسیم كنید. آنهایی كه دوستتان دارند و آنهایی كه دوست داشتن را وانمود مى كنند.و آنهایی كه شما را دوست دارند را به دو دسته تقسیم كنید.آنهایی كه صادقند و آنهایی كه دروغ گو هستند.دروغ گوها را به دو دسته تقسیم كنید. آنهایی كه به همه دروغ مى گویند ( كه قطعا بیمارند) و آنهایی كه تنها به شما دروغ مى گویند.صادقان را به دو دسته تقسیم كنید. آنهایی كه ارزش گذارى را یاد گرفته اند و آنهایی كه از ارزشها چیز زیادی نمى دانند.و آنهایی را كه ا
هر چه درد را آشکارتر کنی؛دوا دیرتر پیدا می‌شود ...اگر با ادب بودی و چیزی نگفتی شاید خدا خودش در را باز کند ...لبت را کنترل کن !و لو به تو سخت می‌گذرد گله و شکوه نکنو از خدا خوبی بگو ❤️حتی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بدهتا به راستی بر تو معلوم شود ...که خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می‌کردی فی الواقع راست می‌گفتی و خدا خوب خدایی بود...
#حاج_اسماعیل_دولابی
join @zowjdarmani ãäÈÚ
گاهی وقتا بعضی عادت های رفتاری دست و پا گیر میشه....شاید یکی از عواملی که نوشتن و تحلیلو برام سخت کرده همین عادت رفتاریم باشه، با اینکه این همه مسائل مختلف اتفاق افتاد و کلی براش حرص خوردم و کلافه شدم و حرف زدم ولی دستم به قلم نمیرفت برای نوشتن!!!!گاهی وقت ها صفحه ها مینوشتم طوفانی!!!ولی ثبت نمی‌کردم!!!!
اون عادت رفتاری که به قول خودم فوق العاده بد، سکوت دربرابر دروغ!!!وقتی آدما زیاد دروغ میگن!!ساکت میشم و زل میزنم بهشون،  هیچی نمیگم فقط نگاه میکنم
ماراتن سازی، فرایندی است که فرد در بازه زمانی مشخص، برای مثال یک هفته سعی می کند رفتاری را در خودش درونی کند. لذا ماراتن این هفته من تمرین (...) است و در صورت عدم موفقیت این برنامه تمدید خواهد شد و به بازه ای بلند مدت مبدل می شود. لازم به توضیح است که در برنامه فوق الذکر، بنده حقیر،به هیچ وجه نباید دروغ بگویم، حتی دروغ مصلحتی و یا هر چه به امید پیروزی.... ãäÈÚ
به حال کسانی که نماز نمی‌خوانند غبطه می‌خورم. لااقل روزی هزارویک‌بار در مقابل پروردگارشان دروغ نمی‌گویند. ولی من چه؟ با کمال گستاخی و بی‌حیائی هر روز و هر شب می‌گویم «ایاکَ نعبدُ و ایاکَ نستعین». لحظه‌ی گفتنش هم می‌دانم که دروغ می‌گویم ولی باز می‌گویم. انگار مجبورم کرده‌اند. حالا کسی هم نیست که بخواهم برای او عرض اندام کنم. خودم هستم و خودش. البته بعید می‌دانم خودم هم باشم. به قول شاعر که می‌گوید «من در میان جمع‌ و دلم جای دیگر است». و
دقیقا شهریور پارسال بود باهاش اشنا شدم.... چند ماه گذشت تافهمیدم بدون اون نمیتونم زندگی کنم..زیاد دعوا کردیم باهم هنوزم ادامه داره..نشستم با خودم فکر کردم که مشکل از منه...اون ادم بدی نیست اگر من خوب باشم...دروغ...دروغ همه چیو خراب میکنه ..نمیدونم چرا عوض نمیشم...اون واقا دوستم داره ،ولی چرا اذیتش،میکنم.... ãäÈÚ
یه چند وقتی هست که پست های یه پیج رو میبینم تو اینستاگرام که میان اعتراف میکننن مردم :)
من فالو نکردم، ولی گهگاهی میخونم بعضیاشون رو... آخه چیزای بی ادبی هم کم نداره :/
خواستم بگم...
میخوام اعتراف کنم که تو بچگیام فکر میکردم دوبی همون اردبیل ئه :/ :)
و
خواستم بگم...
میخوام اعتراف کنم وقتی که اسم وبلاگ رو میاره قلبم میاد تو دهنم :(
من دروغ نگفتم... من فقط سکوت کردم... راست نگفتم. یعنی دروغ ئه؟ ãäÈÚ
واژه ها را به سلابه‌‌ی قانون کشیدندبرای از تو نوشتن کمی دیر بودمرا به سبابه‌‌ی راست به دار آویختندچرا که برایشان حرف‌هایم همه تباه بوداز عصر بهاری باغچه‌ی خانه‌تان نوشتمولی در چشمانشان همه چیز سیاه بوداز بوسه‌ای که به جان نشست و دلم تب گرفتولی گفتند که این ها همه حرام بود از خیسی شب بارانی اردیبهشت برایشان گفتمولی زهر خند تمسخر زدند که اینها همه دروغ بودمن گالیله‌ی قرن بودم، در باورم تحقیر مداومشانهمه‌اش دسیسه‌ای بی اساس بود رگم
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیتداد نمیزنندناسزا نمیگویندنمیزنندنمیشکنند…تهمت نمیزنندکبود نمیکنندخراب نمیکنندتنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم خودراتا مبادا به کسانی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند…
دروغ گفتم نمیشناسم ãäÈÚ
دروغ که نباید گفت ... یک آن وقتی دست بردم بهشان و بازشان کردم پشیمان شدم از اینکه قول دادم کتاب های دانشگاهیم را به خانه یکی از علوم کامپیوتری قبول شدگان فامیل بفرستم . کتاب هایی که شاید محتوایشان به دست فراموشی سپرده شده باشد اما تک تک صفحاتشان ، جملات ، تک بیت ها ، علامت سوال ها ، شکلک های مرسوم آن زمان و حرف های یواشکی دخترانه یمان برایم خاطره است .
دروغ که نباید گفت ... من به مایملکم که خاطرات، تلخی ها ، عاشقانه ها، اشک ها، دوستت دارم ها ، جدای
دروغ همیشه پذیرفتنی تر از واقعیت است و با عقل بیشتر جور در می آید، چون دروغگو این مزیت بزرگ را دارد که پیشاپیش می داند که مخاطبان آرزومند یا منتظر شنیدن چه هستندحال آن که واقعیت این خصلت اضطراب آور را دارد که ما را با چیزی غیر منتظره روبرو می کند که آماده اش نبودیم .#پاتریشیا_جانسون ãäÈÚ
  یادته؟ همیشه بهم میگفتی تو بچه ای...! منم دلم میشکست و میگفتم نه! نیستم...! حالا که فکر میکنم؛ میبینم حق با تو بود! من خیلی بچه بودم، مثل بچه هاواسه کوچیک ترین چیزا ذوق میکردم..؛ مثل بچه ها دروغ بلد نبودم ، مثل بچه ها دلم پاک بود وُ وقتی میگفتم دوستت دارم، یعنی واقعا دوستت داشتم ...! من مثل بچه ها دلم میشکست و مثل بچه ها ۲ دقیقه بعد میبخشیدمت و مثل بچه ها صبحمو با تو شروع می كردم؛ آره من خیلی بچه بودم! اما تو خیلی بزرگ بودی دوست داشتنت ؛ حرف زدنت ، و خ
فرض کنین که خیلی ناراحتین، صبح پا میشین و حس ناراحتیتون هر لحظه فکرای مختلفی رو تو ذهنتون میاره و با ذهن آشفتتون اسم کسایی که میتونین کنارشون خالی شین رو یادتون میاد، نزارین به اون مرحله برسه، همین الان فکر کنین، چند نفر؟ 1 نفر؟ دو نفر؟ سه نفر؟ اگه ناراحتیتون از نفر اول بود چی؟ حاضرین در موردش با نفر دوم صحبت کنین؟ اگه نفر دومی وجود نداشت چی؟ اگه همه پس زدنتون چی؟
شاید خیلیا چیزایی که داشتم رو نداشتن و شاید خیلیا که منو دیدن وقتی اینارو بخونن

بعضی حرفا هستن که همیشه باید مث یه راز نگهشون داریفقط و فقط برای خودتبعضی وقتا اتفاقایی میفته که از افتادنشون خیلی حرص میخوری
باید مراقب باشیبعضی حرفا رو نگی بهترهباید به صدای دلت گوش بدی
اصلا مهم نیست دیگران چه فکری میکننمهم اینه که تو چه فکری میکنی
لازم نیست دروغ بگیدروغ یه روزی رو میشه
بعضی کارا اشتباستاما از تکرارش لذت میبریم
اما تکراربعضی از اشتباها حیاتیهو فقط تکرار مکررات نیست
همیشهسکوت بهتر از گله کردنههیچوقت گله نکنهمیشه سکوت ک
(با دست پس میزنه ؛ با پا پیش میکشه)
این قصه جماعت دخانیاتچی هست
و تا کی میخواهند دود به خورد انسانها بدهند و نصیحت هم بکنند؟
لطفا" کارخانه هایتان را تعطیل کنید اگر به فکر سلامتی مردم هستید...
و در همه شئون روزمرگی ما این دروغهای صد من یک غاز مشهود است و افسوس که هر چه بزرگتر باشد باورپذیرتر خواهد بود...
این تقصیر دروغ گویان نیست؛ مقصر شنوندگان بی مسئولیت هستند ãäÈÚ

خدایا داری میبینی دیگه؟؟ قرارمون این نبود ک
بزار خراب شه هرچی ک باهم ساختیم 
یه زندگی جدید شروع میسه حق نداری برگردی به رندگیم قلم پاتو میشکنم
درسته هنوزم عکساتو دارم درسته هنوز پیاماتو دارم درسته هنوز صداتو دارم ولی اینا همه اینا برام کافیه دلیل نمیشه تو برگردی
طول میکشه بفهمی اونی که بهش دروغ میگفتی
 میدونست که دروغ میگی، ولی بازم باورت میکرد، با بقیه چقدر فرق داشته:)
نگو قسمت نبود خودت نخواسی قسمت همت منو تو بود
لیاقت تو همون دخترس ک خجا
تهمت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد .دکتر علی شریعتی----نظر آذربایجان و پیرامون-در انتظار بهار----دین مبین اسلام  وعقل وانسانیت به پیروان خود هرگز چنین اجازه ای نداده تا برعلیه حتی بدترین دشمنان خود شایعه پراکنی کنند و به دروغ جهت تخریب شخصیت آنها افتراء ودروغ پراکنی کنند ما در بر رسی مبارزات سیاسی پیامبران بزرگ الهی و امامان معصوم (ع) به عنوان نمونه یک مورد هم شایعه سازی یا تاکید بر
اینبار آنقدر دروغ و فریب بزرگ بوده که حتی صدای روزنامه ای که سخنگوی استاندار هم هست درآمده است. وعده ای دیگر که دروغ محض بود.
علیرغم وعده مسئولان سهمیه بندرخشک به‌همدان نرسید ■ 7 استان کاندیدای ایجاد بارانداز خشک در کشور هستند
منبع:
http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/0xfc1c55ba8c29b61e.html
این چندمین بار است که وعده های پر طمطراق و البته خلاف واقع توسط مدیریان ارشد استان مطرح می شود. ایکاش محکمه ای بود که به این دروغها رسیدگی می کرد. ãäÈÚ
فاطمه چای سیاه و برگ گیاهی را که خودش هم نامش را نمی داند دم می کند و به خوردمان می دهد.مزه اش از نظر من تهوع آور است اما به ناچار استکان چای را مثل دارویی گیاهی سر میکشم تا بی احترامی نباشد.زنگ تفریح دوم هم چای کهنه دمش را میخورم.این بار مزه اش ملایم تر است.دبیران دیگر از مزه ی چایی که خورده اند با به به و چه چه تعریف میکنند.با خود می گویم"آنها پر از دروغ و دغل هستند.مزه ی چای خالی که بهتر بود."کس دیگری درونم ندا میدهد که از کجا معلوم که تعریفشان در
 این روزها دلم میخواهد از همه فرار کنم.فرار کردن از آدمهای دور وبرم همیشه آرزوی من بوده وگاهی دلم میخواهد صبح که بیدار میشوم از خانه بیرون بروم و دیگر برنگردم.از بس به من دروغ میگویند.از بس برایم نقش بازی میکنند.جمعه این هفته اکانت تلگرامم رو هم پاکش کردم.از بس آدمای دور وبرم نقش عوض میکردن و دیگه داشت بچه بازی میشد.
من دلم واسه خیلیا تنگ میشه.خیلی دلم برای همه میتپه ولی نمیدونم چرا دوستم ندارن.نمیدونم چرا همه دروغ میگن من خوب و مهربونم ولی پا
 
 
 
 
تا حالا شده که فیلم هندی ببینید و بخندید به مسخره بودن فیلم هاشون در صورتی که اون فیلم ها کمدی نیستن ولی خب برای ما خنده دارن چون واقعا اتفاقاتی ک توی فیلم هاشون میفته کاملا عمل فیزیک و ... سرویس کرده
من قبلا فکر میکردم که فاز کارگردان هاشون چیه یعنی ملت رو چی فرض کردن ک اینارو میسازن؟
بعد الان ب این نتیجه رسیدم که مردم اونجا این فیلم هارو همینطوری ک هست دوسشون دارن خودشون باعث میشن ک اینطوری باهاشون برخورد بشه
 
راه دور نریم همین اطرافی
روزی در مدرسه کیف معلمی را دزدیدند . براساس شواهد
 
بدست آمده ، پنج نفر به نام های A ، B، C، D، و E متهم می
 
شوند . این پنج نفر چنین می گویند :
 
A: من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت دزدی نکرده ام. کار D بود .
 
B: من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من
 
خودم کیف دارم . E میداند دزد کیست.
 
C : من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی E را
 
نمی شناختم . کار D بود .
 
D : من این کار را نکردم . کار E بود . A دروغ می گوید که من
 
کیف را دزدیده ام .
 
E : من کیفی را برنداشت
روزگار عجیبــیست...
آدمهــااا...
وقتی میخـــواهند به تو نزدیـــک شوند....
دروغ میگــویند
وقتی میخواهـــند بروند...
راست میگویـــند...
و هـــرگز به یاد نمی اورند...
تمام بودنشــان ...
همان دروغ اولی بود ...
که به رویشـــااان ...
نیـــاوردی...♥️  
:) ãäÈÚ
متــــــــاسفم…
 
نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست…
 
نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم….
 
متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را….
 
از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم….
 
تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم…. ãäÈÚ
گاهی اوقات خدا جوری مسیر سرنوشت انسانها رو رقم می زنه که بدونه چه اشتباهاتی مرتکب شده اند و براشون حقایقی روشن می کنه که قبل از اون مثل کبکی سر برده در برف آنها را نمی دیدند.خیلی از ما ادمها  دوست داریم به خودمون دروغ بگیم و اون دروغ ها رو اونقدر در خودمون تکرار می کنیم که حتی خودمون باورشون کنیم.
حدیث دل : برای اولین بار دوست دارم احساس تنفر در وجودم ریشه بزنه و مانند پیچک بر ریشه باورهای دروغینم بپیچد و تمام آنها را بخشکاند. ان شاءالله 
 
حدی
دعوت نمودن خالد از امیر رومى جَرَجَه در روز یرموك و قصّه اسلام آوردنش
در البدایه (12/7) از واقدى و غیر وى یادآور شده كه گفتند: جرجه - یكى از امراى بزرگ - از صف - در روز یرموك - بیرون رفت، و خالد بن ولید رضی الله عنه را خواست، خالد نیز نزدش آمد، تا این كه اسب‏هاى شان گردن به گردن شدند. جرجه گفت: اى خالد، به من بگو، ولى راست بگو و دروغ نگویى، چون انسان آزاد[1] دروغ نمیگوید. مرا فریب هم مده، چون شخص نجیب كسى را كه به خاطر خدا بر وى اعتماد نموده باشد، ãäÈÚ
سه مطلب گران از یک اورجینال‌من هدیه آوردم براتون. شبکه‌ی چهار صحبت‌های ایشونو پخش میکنه و من همیشه دوست دارم بنشینم و بادقت ببینم. گوش دل دادن به حرف‌هاشون منو به عشقم نزدیک میکنه. آروم میشم. قبل‌ترها صحبت‌های استاد الهی قمشه‌ای هم از شبکه چهار پخش میشد و من دیونش بودم. 
شمس تبریزی زبان را به تیر تشبیه کرده است. اگر شما بخواهید تیراندازی معنوی انجام دهید، باید به جان تیر بزنید نه به تن. تیر تفنگ به تن می خورد، آن تیری که به جان می خورد تیر
چرا تشکیلات بهایی به دروغ می گوید ما به دنبال حکومت و قدرت نیستیم و دین نباید در جهت کسب قدرت گام بر دارد ؟
بررسی دلیل اول :
طرد در حکومت بهایی قسمت اول ( طرد روحانی به دست شوقی فقط به دلیل سفر به آمریکا جهت تحصیلات علمیه )
 
جز عارفـانه نمی گفت ، و من شـیدای وی بـودم ، و شـیفته اش ، و نه حـتی دمی ، بی خیـالش ، عـاقبت پـدرم لب را گشود ! وتـازه دانسـتم،که او شـیادی است بی بخت،ومن نیز باخته ام! آری،او از سـبوی معرفت، چیزی نوش ننموده بود، و تنها لاف آن
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها