دعابرای نیامدن مادر شوهر ب خانه پسر

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

نفقه به چه صورت پرداخت می شود؟
ادا و پرداخت نفقه زن به دو طریق انجام می گیرد:
الف) زن در خانه شوهر بر حسب عرف زندگی می کند و هزینه زندگی از اطعام و... را شوهر تأمین می کند.
ب) زن نفقه خود را روزانه مطالبه و شوهر نفقه روزانه را جداگانه به وی تسلیم می کند. ãäÈÚ
خویشاوندان در صورتی که صلاحیت برای قیم شدن داشته باشند، بر دیگران مقدم خواهند بود و دادگاه یک یا چند نفر از آنان را به سمت قیم.مت معین خواهد کرد.
در میان خویشان محجور، مادر او مادام که شوهر ندارد، با داشتن صلاحیت بر دیگران مقدم است.
در صورت محجور شدن زن، شوهر زن با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم است..
برابر ماده1233قانون مدنی: زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول کند. ãäÈÚ
فردا عقد داداشی هست .... امروز اومدیم ارایشگاه عروس خانم ابروهاش برداره .... همه دارند سربسرم میزارند .... اصلا حس خاصی ندارم ... خوشحالم داداشی بالاخره سر و سامان گرفته ولی واقعا حس خنثی دارم نسبت به لفظ عروس ... خواهری بیشتر از من ارتباط خوبی با زن داداش برقرار کرده ولی من فعلا در حد معمول ارتباط گرفتم .... 
زن داداشی بهم ابجی میگه ولی من با راحت اسم گفتن راحترم بهترم من لفظ خواهر شوهر مادر شوهر قبول ندارم ادما فرقی ندارند فقط قانون کلی اینه حریم و ح
فردا عقد داداشی هست .... امروز اومدیم ارایشگاه عروس خانم ابروهاش برداره .... همه دارند سربسرم میزارند .... اصلا حس خاصی ندارم ... خوشحالم داداشی بالاخره سر و سامان گرفته ولی واقعا حس خنثی دارم نسبت به لفظ عروس ... خواهری بیشتر از من ارتباط خوبی با زن داداش برقرار کرده ولی من فعلا در حد معمول ارتباط گرفتم .... 
زن داداشی بهم ابجی میگه ولی من با راحت اسم گفتن راحترم بهترم من لفظ خواهر شوهر مادر شوهر قبول ندارم ادما فرقی ندارند فقط قانون کلی اینه حریم و ح
دیروز صبح مادر شوهر زنگید بهم که برای ناهار دلمه و آش گذاشتیم با همسایه ها توام بیا. گفتم باشه ساعت 2 بود که با همسر رفتیم و برای همسر مرغ آماده کرده بود چون دوس نداره دلمه. آش رو نذاشته بود و سه نوع دلمه پـُر کرده بودن با همسایـه ها  البته همسایه ها داشتن رب میپختن واسه خودشون و مادر شوهر هم کمکشون میکرد. بعد از ناهار ظرفها رو شستیم و رفتیم خونه ی همسایه که حوصلش سر نره سر دیگ رُب  باز هم مادر شوهر و همساده هاش با هم 30 کیلو گندم خریده بودن برای آ
خلع به معنى كندن است در اصطلاح حقوقى چنان كه ماده «1146» قانون مدنی می‌گوید: «طلاق خلع نوعی طلاق بائن است كه زن به ‌واسطه كراهتى كه از شوهر خود دارد، در مقابل مالى كه به شوهر می‌دهد طلاق بگیرد، اعم از این كه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا كمتر از مهر باشد.» علاوه بر شرائط عمومى كه براى صحت طلاق گذشت، در طلاق خلع شرایط زیر نیز ضرورى است:
 
 
 
 
كراهت زن از شوهر
 
 
بنا بر صریح ماده بالا طلاق خلع زمانى محقق می‌گردد كه زن از شوهر خود ك
5 شنبه خاله دعوت کرد شام بـه باغشون و مام که رفتیم شب خوبی بود . بعد از اون همه بخور بخور سر ناهار دیگه جا نداشتم برای شام  اما خب بازم یه مقدار خوردیم. دیروز ظهر آماده شدم که بریم برای ناهار. همسر سر دیر آماده شدن من عصبانی شد و منم که بهم برخورد تا بعد از ناهار باهاش سرسنگین بودم. مادر شوهر هم ناهار ماکارونی گذاشته بود و بسی چسبید. بعد از ناهار رفتیم استراحت کنیم که حسابی دق و دلیم رو سر همسر خالی کردم  و اونم که بدتر اصن انتظار همچین رفتاری رو ن
به قد و هیکلت نگاه نکنبا بیست و چند سال سنو تمام آن " آقا" هایی که به نافت میبندندیک روز صبحوقتی میخواهی خانه را ترک کنیهوسِ در آغوش کشیدن به سرت میزندو بدون هیچ ویزاییبه امن ترین نقطه دنیاپناهنده میشوی
فکرت را منحرف نکن رفیقرختخواب مادر را میگویمهوس پنج سالگی رااولین زن شوهر داری که عاشق اش شدم!
میروی در آغوش اش مچاله میشویو انگار نه انگارکه جهانی بی رحمبرای پذیرایی ات آماده میشودانگار نه انگارکه روزگاری خشمگین برایت خط و نشان میکشدمیروی
دعا برای بستن زبان شوهر  دعابراي حرف شنوی شوهر دعای مطیع شدن شوهر دعای زبان بند شوهر ومادر شوهر دعای بستن مرد دعای زبان بند شوهر و مادر شوهر دعا برای بستن زبان خواهر شوهر دعا برای بستن زبان پدر شوهر دعای بستن زبون مادرشوهر

 
دعا برای بستن زبان شوهر
رقیه شریفه ذیل را با قلم روحانی (قلم غیر مستعمل و با گلاب و زعفران) بنویسد و با خود به همراه داشته باشد ، زبان بدگویان و بدخواهان و حاسدان و …. به روی او بسته خواهد بود:[بسم الله الرحمن الرحیم , طه طه
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوریمادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسیمادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .****** ãäÈÚ
در تعریف اجرت‌المثل باید گفت که زن وظایف خاصی در زندگی زناشویی دارد كه توسط قانون و شرع برشمرده شده است. این وظایف شامل تمكین عام و تمكین خاص است. تمكین عام به معنای حضور زن در زندگی مشترک و عمل به وظایفی است كه شرع و قانون تعیین كرده است. مثلا زن شرعا نمی‌تواند بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود. ادامه تحصیل و كار كردن زن در خارج از منزل نیز باید با اجازه شوهر باشد، هر چند در حال حاضر بسیاری از زنان این حقوق را در عقدنامه دریافت می‌كنند. تمكین

از وقتی دیگر یا مقلب القلوب را نخواندید
هیچ وقت 
هیچ وقت 
حالمان احسن الحال نشد 
مادر 
پی نوشت : پنج سال گذشت از مرگ کسی که اسطوره محبت است قدر مادرانتان را بدانید 
پی نوشت : پیر هم که بشوی باز هم به مادر نیاز داری بعضی گره ها فقط با دستان مهربان مادر است که باز می شود دلم گرفته مادر عجیب دلم گرفته مادر کاش بودی ای کاش ãäÈÚ
روزی که اسباب و اثاثیه را جمع کردیم هیچ چیز بیشتر از سوراخ های روی دیوار خانه لخت و برهنه با آدم حرف نمی زد هر سوراخ حکایت میخ فرو رفته به تن دیوار را داشت و قاب عکسی که روزی مادر به آن آویخته بود مالک جدید خانه که آمد با غیظ به سوراخ ها نگاه کرد و زیر لب غر زد که دیوار را سوراخ سوراخ کرده اندالبته به او حق دادم ولی به خودم گفتم او چه می داند این سوراخ ها یک خط میخی تاریخی است که مادر نوشت اگر حوصله می کرد یک به یک برایش همه را می خواندم ... ãäÈÚ
در این مقاله تصمیم داریم شما را با دعا برای دور كردن شخص دعا برای دور شدن از خانواده شوهر دعا برای دور شدن دشمن دعا برای رفتن مهمان دعا برای مهمان مزاحم دعای مجرب برای دفع مزاحم دعا برای دور شدن مادر شوهر دعا برای فراری دادن دشمن دعا برای نيامدن شخصی به خانه بیشتر آشنا کنیم.

 

دعا برای دور كردن شخص
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از شر کسی خائف و بیمناکی این دعا را بخوان. «اللهم انک لا یکفی منک احد و انت تکفی من کل احد من خلقک فاکفنی شر (نام فرد شرور آ
 

این روزها دل به خاطراتی داده ام که می دانم تکرارشان جز محالات است،روزهای کودکی که دلخوشیمان به نگاه پرمهر مادر و حضور باصلابت پدر خلاصه می شد.. دلم هوای عطر بهارنارنج خانه ای کرده که هوش از سر هرکسی را می پراند..هوای پدر با گلها و درختهای باغچه اش که تابلو هنری زیبایی را در حیاط خانه خلق کرده بود ، مادری که غذاهایش جز عشق و مهربانی و شریک شدنش با همسایه ها طعم دیگری نداشت..دلم شیطنتها و بازیگوشی های که به دور از چشم پدر ومادر انجام می شد طلب
قانون مدنی كشور برای تعیین حدود وظایف و حقوق زن و شوهر نسبت به یكدیگر مقرراتی را وضع كرده است.البته باید پذیرفت در امور مربوط به زن و شوهر قبل از قانون و قواعد الزام‌آور حقوقی، اخلاق و فطرت، معیار و ملاك یك زندگی همراه با آسایش است و هیچ‌گاه نمی‌توان با الزامات قانونی و احكام دادگاه دوام و بقای یك خانواده را تضمین كرد. به هرحال برخی از این قوانین عبارت است از:
ـ زن و شوهر مكلف به داشتن روابط انسانی بوده و باید تمام تلاش خود را برای تحكیم مبان
چند روزی بود که مادر شوهر میگف همسایشون که خیلی هم با هم دوستن برای ناهار من و خودش رو دعوت کردن برای امروز . البته این همسایه الان رفته یه جای دیگه خونه خریده اما با این همه باز هم با مادر شوهر رفت و آمد داره و حسابی وضع مالی خوبی دارن. من اول نمیخواستم برم اما بعدش گفتم برم ببینم چطوریـآس خب از حق نگذریم پذیرایی و خونشون که عالی بوده. اما اینکه یـه سری آدم سرخوش و مـُرفح بی درد رو کنار خودت میدیدی که فقط با فیس و افاده داشتن با هم حـرف میزدن و ک
مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه آورد.پسر بزرگش که منتظر بود،جلودوید و گفت مامان،مامان! وقتی من در حیاط بازی میکردم و بابا داشت با تلفن صحبت میکرد،تامی باماژیک روی دیوار اتاقی که شما تازه رنگش کرده اید،نقاشی کرد! مادر عصبانی به اتاق تامی کوچولو رفت.تامی از ترس زیر تخت قایم شده بود، مادر فریاد زد: تو پسر خیلی بدی هستی و تمام ماژیکهایش را درسطل آشغال ریخت.تامی از غصه گریه کرد. ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اتاق پذیرائی ش
همه به فکر خودشان هستند اما تو به فکر دیگران. هیچ وقت به خودت فکر نکردی و به هرچه اعتقاد دارم قسم می خورم که هیچ گاه ندیدم چیزی را برای خودت بخواهی. خدا هم که نیستی بگویم وظیفه ات است. مادر! یک روز هم بی تو مباد...
ستون خانه تویی خانه بی تو می لرزد
که خانه بی نفست ارزنی نمی ارزد
بمان که با نفست عشق زنده می ماند
که بی تو سینه ی من عشق هم نمی ورزد
تویی شبیه همان قصه گوی کودکی ام
منم شبیه همان کودکی که پَر پَر زد
پزشک هرچه بگوید، هنوز هم مادر
ستون خانه ت
از سه شنبه افسردگی گرفتم و با اقای پ حالت قهری برداشتم ولی دلیلمو بهش نگفتم با خودم میگم چیزایی ک منو اذیت میکنه از دید دیگران مسخره میاد . از سه شنبه اقای پ نیومده پیشم دوسم ندارم بیاد . دوس دارم اصلا دو هفته نیاد بعد تلافی همه چیزایی ک تو دلم نگه داشتمو سرش خالی کنم ک کجا بودی این دو هفته عح
دیروز شوهر خاله اش سکته کرده بود رفت خونه خاله اش و بعد بیمارستان منم اصلا احوال شوهر خاله شو نپرسیدم براش دعا کردم ولی مث ادمای عقده ای خواستم نشون بدم که
عمه با دوتا دختراش با شوهر یکی از دختراش اومدن خونه امون.خونه ام تا کمر ریخت پاش.آبرومون رفت .حالا عمه با دوتا ساک کفش,و لباس دست دوم ت آشپز خونه دار میگه اینا رو برای تو آوردم.از این حرفا .آبرومونو جلو دامادش برد.دامادش وقتی منو دید تعجب کرد من محجبه ببین این خانواده همسرش که همه اروپایی میگردن.شنیدم داشتن یواش از من حرف میزدن.فردا سرم خیلی شلوغ آزمون.عروسی پسر عمو تالار مختلط.گرفتارم.اصن دوست ندارم برم.چون قبول ندارم این عروسیا رو.ولی مامان
بایادجنگ درهرجای دنیا
داستان پریا را بارها خوانده ام به پاورقی های مجله ها شاید شبیه باشد ولی نیست سخت ترین بخش جنگ پایان آن وبازگشت آنان بود که مرده می پنداشتند ، مردانی که گم شده بودند و خانواده شان چه با فکرسنتی چه غیرآن به یغما رفته بود .زنی که دوباره شوهر کرده شایدهم به برادر شوهر!وفرزندانی که پدررا نمی شناختند. مردان وزنانی که در جنگ روحشان گم شد. ãäÈÚ
چند تا عکس برام فرستاد و با عنوان # عروسی و عکسهای عروسی یکی از هنر پیشه ها را فرستاد و گفت دیدی تو سن 43 سالگی با یک بچه 20 ساله هم میشه شوهر خوشتیپ و پولدار گیر آورد.
چیزی نگفتم. بعد زنگ زد و شروع کرد به درد دل کردن و از شوهر و مادر شوهر و زمین زمان بد گفتن. گفت و گفت و گفت آخرش هم گفت هر دفعه تصمیم می گیرم طلاق بگیرم فکر می کنم آخه تو این سن و با یک بچه چه ازدواجی می توانم بکنم و چه شوهری ممکن است گیرم بیاید و ... ولی امروز به این نتیجه رسیدم که خواستن ت

یامیبرمت شمال....
اگه نرفتی میشینی خونه داریتو میکنی....¡¡¡¡¿¿¿¿
زن یعنی همین دیگه....
حمال..بچه داری....بدون هیچگونه مزایا.
چه روزهایی که توخونه شوهر عذاب کشیدی......
فقطخدامیداند.
این سینه که پیوسته دراوبانگ وچغانه است     ازخواجه برسید که این خانه چه خانست.
 
الهییییی. ãäÈÚ
مقدمه:اسلام دینی ست که بر اساس فطرت و نیاز های انسان نازل گردیده است ودر این دین آسمانی تاکید فراوانی بر محبت میان زن و شوهر شده است . در احادیث بسیاری از ائمه اطهار علیهم السلام نیز دیده می شود که زوجین به محبت و ابراز علاقه به یک دیگر ترغیب و تشویق می گردند.  ãäÈÚ
یاد آن روزى كه ما هم سایه بر سر داشتیم /هم‌چو طفلان دگر، در خانه مادر داشتیم/جدّ ما ـ‌ پیغمبرـ از ما چهره پنهان كرد و باز/یادگارى هم‌چو زهرا از پیمبر داشتیم/مادر مظلومه ما نیز رفت از دست ما  /مرگ او را كى به این تعجیل باور داشتیم؟!/اندر آن روزى كه آتش بر سراى ما زدند/ما در آن‌جا، حال مرغ سوخته‌پر داشتیم!/آمد و رفت از جهان محسن در آن غوغا، دریغ!/آرزوى دیدن روى برادر داشتیم/مادر ما، خود ز حق مى‌خواست مرگ خویش را/ورنه ما بهرش دعا با دیده تر داشتیم/
طلاق بائن به طلاقی گفته می شود که مرد در زمان عده حق رجوع به زن را ندارد. در طلاق بائن مرد بعد از زمان عده می تواند مجددا با او ازدواج کند.
 
 
طلاق به معنای گشودن گره و رها کردن است. همچنین طلاق از نظر لغوی در معنای ترک کردن نیز آمده است و در اصطلاح عبارت از پایان‌دادن زناشوئى به‌وسیله زن یا شوهر است. باید توجه داشت که اساساً طلاق در عقد ازدواج دائم مطرح می‌شود؛ ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی در این باره مقرر داشته است: طلاق مخصوص عقد دائم است و زن در من

✅روزی حضرت داوود از یك آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه زنان. نالان و گریان. پرسید: مادر چرا گریه می كنی؟ پیرزن گفت: فرزندم در این سن كم از دنیا رفت. داوود گفت: مگر چند سال عمر كرد؟ پیرزن جواب داد:350 سال!! داوود گفت: مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت: چرا؟ پیامبر فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند كه بیش از صد سال عمر نمیكنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست كردن دارند؟  حضرت داوود فرم
سلام خدا..
وقت بخیر...هیچ خبری نیست جز سلامتی ..دیگه تا یه هفته دیگه باید این ساختمون رو ترک کنم...
از اینکه تو این اتاق شلوغ دارم کار میکنم متنفرم....
دیگه اینکه هیچی دیگه....چی بگم حرف هست ولی دست و دلم نمیره بگم...دلم یه اتفاق خوب و تازه میخواد
نه واسه خودم برای یکی دیگه..داداش مامان بابا همکار و دوست اشناو....
اون اقای هم که گفتم به شوهر خالم گفته خبری نشد....یعنی دیگه شوهر خاله پپه و خنگ من کاری نکرد...
یا شایدم خالم فراموش کرده به شوهرش بگه پیگیر باشه
دهه شصتی ها حتما  سرود قدیمی و زیبای بچه های آباده رو به خاطر دارند
متن این سرود تقدیمی به همسران و فرزندانِ
شهدای مدافع حرم بالاخص خانواده ی شهید محسن حججی
 
مادر برام قصه بگودل تنگِ تنگه
قصه بابا رو بگو
دل تنگه تنگهمادر مادر مادر مادرمادر برام حرف بزناز ایمونش بگومادر برام حرف بزناز پیمونش بگومادر تو دونی و خدااز خوبی هاش بگواز مهربونی و از مهر و وفاش بگو
از جونفشونی و از رزم بابام بگومادر مادر مادر مادردیشب خواب بابا رو دیدمدوباره
نوری
قسمت اول
 
تمام دغدغه مادر , تمیز بودن خانه است, دوسال دیگر بازنشسته می شود و این بازنشسته شدن , یعنی تلاش بیشتر برای تمیز نگه داشتن خانه همه ما را نگران کرده است . میترسیم همین خانه تکانی ها و ظرف شستن ها خدایی نکرده از پایش بیندازد . حرف گوش نمی کند . پدر فرش شسته را توی حیاط پهن می کند , حرص مادر در می اید می گوید اینطور فقط بو میگیرد و خشک نمی شود, باید روی نردبان پهنش کرد . اب از زیر لباسشویی بیرون می اید و مادر دادش بلند می شود . امیر  تخمه میریز
 *شیردهی موفق در مادرانی اتفاق می افتد که هم انگیزه بالایی داشته و هم از قبل بارداری آمادگی لازم را پیدا کرده اند.
جهت داشتن شیردهی موفق تمام فاکتورها باید در نظر گرفته شود از جمله فاکتورهای مهم مورد بررسی:
• موقعیت نشستن یا خوابیدن مادر حین شیردهی
بستن سوتین مناسب
• توانایی بدنی مادر
• وقت و حوصله مادر
• حمایت اطرافیان بخصوص پدر
• تغذیه مادر
• آمادگی روحی مادر
*قابل توجه اینکه حجم پستان بر شیردهی تاثیری ندارد و همه مادران میتوانند شیر
انتقام جویی
 
]چرا. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند
 
انتقامجویی
 
گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است. و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید " مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراین در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند
دیروز5/6/96از طریق کانال تلگرامی روستا باخبر شدم خانم زبیده عباسپور از همسایگان دیوار به دیوار روستای من به رحمت ایزدی پیوست زبیده خاله همسر مرحوم ولی قلی پور و مادر دوست گرامی و همبازی دوران کودکی و نوجوانی و جوانی ام  آقای رمضان قلی پور بوده است . آنچه من به یاد دارم حوالی سالهای و...1349 که زندگی در روستا بدون داشتن امکانات ناچیز رفاهی مثل برق با سختی و مرارتهای زیادی همراه بوده است زبیده خاله دوش به دوش شوهر مرحومش در امورات کشاورزی کمک و همی
دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من میدی ؟
دخترک یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید !سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نا امید شدهاما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت : بیا مامان!این یکی شیرین تره!!!!!!
مادر خشکش زد ...چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود ...!
هر قدر هم که با تجربه باشید ، قضاوت خود را به تاخیر بیاندازید و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد ....
مادر بزرگ که آماده می شد، صدایش صدا می زد:مهدی! بریم؟مهدی خوشحال و خندان دست مهربان مادر بزرگ را می گرفت و با هم راهی مسجد می شدند.بعد از مدتی مهدی شروع کرد به تمرین تکبیر گفتن و کم کم شد مکبر مسجد.مادر بزرگ با خوشحالی به پدرو مادر مهدی گفت : آخر و عاقبت این بچه سعادت و خوشبختی است.سال های پیش مادر بزرگ به رحمت خدا رفت و نبود تا ببیند مهدی با شهادت به سعادت رسید.
شهید مهدی عزیزی ãäÈÚ
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها