دعا برای دور مادر شوهر

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

دیروز صبح مادر شوهر زنگید بهم که براي ناهار دلمه و آش گذاشتیم با همسایه ها توام بیا. گفتم باشه ساعت 2 بود که با همسر رفتیم و براي همسر مرغ آماده کرده بود چون دوس نداره دلمه. آش رو نذاشته بود و سه نوع دلمه پـُر کرده بودن با همسایـه ها  البته همسایه ها داشتن رب میپختن واسه خودشون و مادر شوهر هم کمکشون میکرد. بعد از ناهار ظرفها رو شستیم و رفتیم خونه ی همسایه که حوصلش سر نره سر دیگ رُب  باز هم مادر شوهر و همساده هاش با هم 30 کیلو گندم خریده بودن براي آ
خویشاوندان در صورتی که صلاحیت براي قیم شدن داشته باشند، بر دیگران مقدم خواهند بود و دادگاه یک یا چند نفر از آنان را به سمت قیم.مت معین خواهد کرد.
در میان خویشان محجور، مادر او مادام که شوهر ندارد، با داشتن صلاحیت بر دیگران مقدم است.
در صورت محجور شدن زن، شوهر زن با داشتن صلاحیت براي قیمومت بر دیگران مقدم است..
برابر ماده1233قانون مدنی: زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول کند. ãäÈÚ
5 شنبه خاله دعوت کرد شام بـه باغشون و مام که رفتیم شب خوبی بود . بعد از اون همه بخور بخور سر ناهار دیگه جا نداشتم براي شام  اما خب بازم یه مقدار خوردیم. دیروز ظهر آماده شدم که بریم براي ناهار. همسر سر دیر آماده شدن من عصبانی شد و منم که بهم برخورد تا بعد از ناهار باهاش سرسنگین بودم. مادر شوهر هم ناهار ماکارونی گذاشته بود و بسی چسبید. بعد از ناهار رفتیم استراحت کنیم که حسابی دق و دلیم رو سر همسر خالی کردم  و اونم که بدتر اصن انتظار همچین رفتاری رو ن
فردا عقد داداشی هست .... امروز اومدیم ارایشگاه عروس خانم ابروهاش برداره .... همه دارند سربسرم میزارند .... اصلا حس خاصی ندارم ... خوشحالم داداشی بالاخره سر و سامان گرفته ولی واقعا حس خنثی دارم نسبت به لفظ عروس ... خواهری بیشتر از من ارتباط خوبی با زن داداش برقرار کرده ولی من فعلا در حد معمول ارتباط گرفتم .... 
زن داداشی بهم ابجی میگه ولی من با راحت اسم گفتن راحترم بهترم من لفظ خواهر شوهر مادر شوهر قبول ندارم ادما فرقی ندارند فقط قانون کلی اینه حریم و ح
فردا عقد داداشی هست .... امروز اومدیم ارایشگاه عروس خانم ابروهاش برداره .... همه دارند سربسرم میزارند .... اصلا حس خاصی ندارم ... خوشحالم داداشی بالاخره سر و سامان گرفته ولی واقعا حس خنثی دارم نسبت به لفظ عروس ... خواهری بیشتر از من ارتباط خوبی با زن داداش برقرار کرده ولی من فعلا در حد معمول ارتباط گرفتم .... 
زن داداشی بهم ابجی میگه ولی من با راحت اسم گفتن راحترم بهترم من لفظ خواهر شوهر مادر شوهر قبول ندارم ادما فرقی ندارند فقط قانون کلی اینه حریم و ح
خلع به معنى كندن است در اصطلاح حقوقى چنان كه ماده «1146» قانون مدنی می‌گوید: «طلاق خلع نوعی طلاق بائن است كه زن به ‌واسطه كراهتى كه از شوهر خود دارد، در مقابل مالى كه به شوهر می‌دهد طلاق بگیرد، اعم از این كه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا كمتر از مهر باشد.» علاوه بر شرائط عمومى كه براى صحت طلاق گذشت، در طلاق خلع شرایط زیر نیز ضرورى است:
 
 
 
 
كراهت زن از شوهر
 
 
بنا بر صریح ماده بالا طلاق خلع زمانى محقق می‌گردد كه زن از شوهر خود ك
نفقه به چه صورت پرداخت می شود؟
ادا و پرداخت نفقه زن به دو طریق انجام می گیرد:
الف) زن در خانه شوهر بر حسب عرف زندگی می کند و هزینه زندگی از اطعام و... را شوهر تأمین می کند.
ب) زن نفقه خود را روزانه مطالبه و شوهر نفقه روزانه را جداگانه به وی تسلیم می کند. ãäÈÚ
چند روزی بود که مادر شوهر میگف همسایشون که خیلی هم با هم دوستن براي ناهار من و خودش رو دعوت کردن براي امروز . البته این همسایه الان رفته یه جای دیگه خونه خریده اما با این همه باز هم با مادر شوهر رفت و آمد داره و حسابی وضع مالی خوبی دارن. من اول نمیخواستم برم اما بعدش گفتم برم ببینم چطوریـآس خب از حق نگذریم پذیرایی و خونشون که عالی بوده. اما اینکه یـه سری آدم سرخوش و مـُرفح بی درد رو کنار خودت میدیدی که فقط با فیس و افاده داشتن با هم حـرف میزدن و ک
در این مقاله تصمیم داریم شما را با دعای مسخر كردن شوهر بهترین دعا براي رام كردن شوهر طلسم بستن زبان شوهر طلسم شوهر طلسم رام كردن شوهر طلسم مطیع كردن افراد دعا براي مطیع شدن فرزند دعا براي مسخر كردن افراد دعای مطیع شدن دیگران بیشتر آشنا کنیم.
 
 
آیات 7و 8 سوره بینه :
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ
جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِ
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوریمادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسیمادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .****** ãäÈÚ

از وقتی دیگر یا مقلب القلوب را نخواندید
هیچ وقت 
هیچ وقت 
حالمان احسن الحال نشد 
مادر 
پی نوشت : پنج سال گذشت از مرگ کسی که اسطوره محبت است قدر مادرانتان را بدانید 
پی نوشت : پیر هم که بشوی باز هم به مادر نیاز داری بعضی گره ها فقط با دستان مهربان مادر است که باز می شود دلم گرفته مادر عجیب دلم گرفته مادر کاش بودی ای کاش ãäÈÚ
طلاق بائن به طلاقی گفته می شود که مرد در زمان عده حق رجوع به زن را ندارد. در طلاق بائن مرد بعد از زمان عده می تواند مجددا با او ازدواج کند.
 
 
طلاق به معنای گشودن گره و رها کردن است. همچنین طلاق از نظر لغوی در معنای ترک کردن نیز آمده است و در اصطلاح عبارت از پایان‌دادن زناشوئى به‌وسیله زن یا شوهر است. باید توجه داشت که اساساً طلاق در عقد ازدواج دائم مطرح می‌شود؛ ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی در این باره مقرر داشته است: طلاق مخصوص عقد دائم است و زن در من
قانون مدنی كشور براي تعیین حدود وظایف و حقوق زن و شوهر نسبت به یكدیگر مقرراتی را وضع كرده است.البته باید پذیرفت در امور مربوط به زن و شوهر قبل از قانون و قواعد الزام‌آور حقوقی، اخلاق و فطرت، معیار و ملاك یك زندگی همراه با آسایش است و هیچ‌گاه نمی‌توان با الزامات قانونی و احكام دادگاه دوام و بقای یك خانواده را تضمین كرد. به هرحال برخی از این قوانین عبارت است از:
ـ زن و شوهر مكلف به داشتن روابط انسانی بوده و باید تمام تلاش خود را براي تحكیم مبان
چند تا عکس برام فرستاد و با عنوان # عروسی و عکسهای عروسی یکی از هنر پیشه ها را فرستاد و گفت دیدی تو سن 43 سالگی با یک بچه 20 ساله هم میشه شوهر خوشتیپ و پولدار گیر آورد.
چیزی نگفتم. بعد زنگ زد و شروع کرد به درد دل کردن و از شوهر و مادر شوهر و زمین زمان بد گفتن. گفت و گفت و گفت آخرش هم گفت هر دفعه تصمیم می گیرم طلاق بگیرم فکر می کنم آخه تو این سن و با یک بچه چه ازدواجی می توانم بکنم و چه شوهری ممکن است گیرم بیاید و ... ولی امروز به این نتیجه رسیدم که خواستن ت
از سه شنبه افسردگی گرفتم و با اقای پ حالت قهری برداشتم ولی دلیلمو بهش نگفتم با خودم میگم چیزایی ک منو اذیت میکنه از دید دیگران مسخره میاد . از سه شنبه اقای پ نیومده پیشم دوسم ندارم بیاد . دوس دارم اصلا دو هفته نیاد بعد تلافی همه چیزایی ک تو دلم نگه داشتمو سرش خالی کنم ک کجا بودی این دو هفته عح
دیروز شوهر خاله اش سکته کرده بود رفت خونه خاله اش و بعد بیمارستان منم اصلا احوال شوهر خاله شو نپرسیدم براش دعا کردم ولی مث ادمای عقده ای خواستم نشون بدم که
عمه با دوتا دختراش با شوهر یکی از دختراش اومدن خونه امون.خونه ام تا کمر ریخت پاش.آبرومون رفت .حالا عمه با دوتا ساک کفش,و لباس دست دوم ت آشپز خونه دار میگه اینا رو براي تو آوردم.از این حرفا .آبرومونو جلو دامادش برد.دامادش وقتی منو دید تعجب کرد من محجبه ببین این خانواده همسرش که همه اروپایی میگردن.شنیدم داشتن یواش از من حرف میزدن.فردا سرم خیلی شلوغ آزمون.عروسی پسر عمو تالار مختلط.گرفتارم.اصن دوست ندارم برم.چون قبول ندارم این عروسیا رو.ولی مامان
بایادجنگ درهرجای دنیا
داستان پریا را بارها خوانده ام به پاورقی های مجله ها شاید شبیه باشد ولی نیست سخت ترین بخش جنگ پایان آن وبازگشت آنان بود که مرده می پنداشتند ، مردانی که گم شده بودند و خانواده شان چه با فکرسنتی چه غیرآن به یغما رفته بود .زنی که دوباره شوهر کرده شایدهم به برادر شوهر!وفرزندانی که پدررا نمی شناختند. مردان وزنانی که در جنگ روحشان گم شد. ãäÈÚ
مقدمه:اسلام دینی ست که بر اساس فطرت و نیاز های انسان نازل گردیده است ودر این دین آسمانی تاکید فراوانی بر محبت میان زن و شوهر شده است . در احادیث بسیاری از ائمه اطهار علیهم السلام نیز دیده می شود که زوجین به محبت و ابراز علاقه به یک دیگر ترغیب و تشویق می گردند.  ãäÈÚ
 
تصمیم گرفتم دیگه در مورد دردام ، بیماری هام و مشکلاتم به خانواده چیزی نگم..
نگم مریضم که بهم نگن : عروس خیلی قشنگ بود ، ابله مرغون هم دراورد ..
نگم شر تو زندگیمه که نگن : اون موقع که باید ،کاری نکردی الان دیگه تحمل کن ..
نگم تهدید شدم که نگن : اگه اتفاقی برات افتاد میفهمیم کار اونه ..
نگم نیاز مالی دارم که نگن : دیگه شوهر کن برو ..
نگم نیاز عاطفی دارم که نگن : خودت باید الان مادر 3 تا بچه باشی ..
 
خدا جان ،
من دخترم اما 
 مردونه و تنها زندگی کردن رو یادم
سلام خدا..
وقت بخیر...هیچ خبری نیست جز سلامتی ..دیگه تا یه هفته دیگه باید این ساختمون رو ترک کنم...
از اینکه تو این اتاق شلوغ دارم کار میکنم متنفرم....
دیگه اینکه هیچی دیگه....چی بگم حرف هست ولی دست و دلم نمیره بگم...دلم یه اتفاق خوب و تازه میخواد
نه واسه خودم براي یکی دیگه..داداش مامان بابا همکار و دوست اشناو....
اون اقای هم که گفتم به شوهر خالم گفته خبری نشد....یعنی دیگه شوهر خاله پپه و خنگ من کاری نکرد...
یا شایدم خالم فراموش کرده به شوهرش بگه پیگیر باشه
به قد و هیکلت نگاه نکنبا بیست و چند سال سنو تمام آن " آقا" هایی که به نافت میبندندیک روز صبحوقتی میخواهی خانه را ترک کنیهوسِ در آغوش کشیدن به سرت میزندو بدون هیچ ویزاییبه امن ترین نقطه دنیاپناهنده میشوی
فکرت را منحرف نکن رفیقرختخواب مادر را میگویمهوس پنج سالگی رااولین زن شوهر داری که عاشق اش شدم!
میروی در آغوش اش مچاله میشویو انگار نه انگارکه جهانی بی رحمبراي پذیرایی ات آماده میشودانگار نه انگارکه روزگاری خشمگین برايت خط و نشان میکشدمیروی
دهه شصتی ها حتما  سرود قدیمی و زیبای بچه های آباده رو به خاطر دارند
متن این سرود تقدیمی به همسران و فرزندانِ
شهدای مدافع حرم بالاخص خانواده ی شهید محسن حججی
 
مادر برام قصه بگودل تنگِ تنگه
قصه بابا رو بگو
دل تنگه تنگهمادر مادر مادر مادرمادر برام حرف بزناز ایمونش بگومادر برام حرف بزناز پیمونش بگومادر تو دونی و خدااز خوبی هاش بگواز مهربونی و از مهر و وفاش بگو
از جونفشونی و از رزم بابام بگومادر مادر مادر مادردیشب خواب بابا رو دیدمدوباره
نوری
مادر، سلام! سلامت باشی الهی... از طلاییه برايت نامه می‌نویسم؛ واژه‌هایم طلایی‌ترین لحظه‌های خود را فریاد می‌زنند. مادر، دلم برايت به اندازه یك دنیا تنگ شده. می‌خواستم اشك‌هایم را با نامه پست كنم برايت؛ اما یاد قلب بیمار تو افتادم، گفتم كه صلاح نیست. مادر جان، من امشب با شب خیلی خودمانی‌ام، می‌خواهم تا صبح با چشمانم سجده كنم. به شب از سحر می‌گویم كه آغاز لحظه‌های ناب جدایی است. ستاره‌ها اینجا به من می‌خندند. اگر نامه خط خوردگی دارد، ‌ب
 *شیردهی موفق در مادرانی اتفاق می افتد که هم انگیزه بالایی داشته و هم از قبل بارداری آمادگی لازم را پیدا کرده اند.
جهت داشتن شیردهی موفق تمام فاکتورها باید در نظر گرفته شود از جمله فاکتورهای مهم مورد بررسی:
• موقعیت نشستن یا خوابیدن مادر حین شیردهی
• بستن سوتین مناسب
• توانایی بدنی مادر
• وقت و حوصله مادر
• حمایت اطرافیان بخصوص پدر
• تغذیه مادر
• آمادگی روحی مادر
*قابل توجه اینکه حجم پستان بر شیردهی تاثیری ندارد و همه مادران میتوانند شیر
انتقام جویی
 
]چرا. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند
 
انتقامجویی
 
گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است. و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید " مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراين در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند
دیروز5/6/96از طریق کانال تلگرامی روستا باخبر شدم خانم زبیده عباسپور از همسایگان دیوار به دیوار روستای من به رحمت ایزدی پیوست زبیده خاله همسر مرحوم ولی قلی پور و مادر دوست گرامی و همبازی دوران کودکی و نوجوانی و جوانی ام  آقای رمضان قلی پور بوده است . آنچه من به یاد دارم حوالی سالهای و...1349 که زندگی در روستا بدون داشتن امکانات ناچیز رفاهی مثل برق با سختی و مرارتهای زیادی همراه بوده است زبیده خاله دوش به دوش شوهر مرحومش در امورات کشاورزی کمک و همی
دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من میدی ؟
دخترک یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید !سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نا امید شدهاما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت : بیا مامان!این یکی شیرین تره!!!!!!
مادر خشکش زد ...چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود ...!
هر قدر هم که با تجربه باشید ، قضاوت خود را به تاخیر بیاندازید و بگذارید طرف ، فرصتی براي توضیح داشته باشد ....
ساعاتی پس از تشییع پیکر مطهر شهید حسن جنگجو، مادر شهید که از چندین روز پیش در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود، دعوت حق را لبیک گفت.
«قاسم صمدیان» ضمن عرض تسلیت براي درگذشت مادر شهید جنگجو، اظهار کرد: ساعاتی پیش، مادر شهید حسن جنگجو که در بخش مراقب‌های ویژه‌ی بیمارستان شهریار بستری بود، به دیار حق شتافت و فردا راس ساعت ۱۰ صبح نیز مراسم تشییع پیکر این مادر فرزانه در تبریز برگزار می‌شود.وی یادآور شد: مادر شهید جنگجو حدود ۱۸ روز پیش در بخش مراقب
مادر بزرگ که آماده می شد، صدایش صدا می زد:مهدی! بریم؟مهدی خوشحال و خندان دست مهربان مادر بزرگ را می گرفت و با هم راهی مسجد می شدند.بعد از مدتی مهدی شروع کرد به تمرین تکبیر گفتن و کم کم شد مکبر مسجد.مادر بزرگ با خوشحالی به پدرو مادر مهدی گفت : آخر و عاقبت این بچه سعادت و خوشبختی است.سال های پیش مادر بزرگ به رحمت خدا رفت و نبود تا ببیند مهدی با شهادت به سعادت رسید.
شهید مهدی عزیزی ãäÈÚ
با سلام و عرض خسته نباشید، مادر بنده مستمری بگیر بازمانده سازمان تامین اجتماعی هستند. پدر ایشان سالها حق بیمه به سازمان پرداخت کرده بودند و ۱۵ سال پیش فوت کردند. ایا امکان دارد ، مادر بنده حقوق مستمری پدرشان را بگیرند؟
جواب: اگر پدرشان مستمری بگیر بوده و ایشان اکنون فاقد شوهر و شغل هستند می توانند از مستمری استفاده کنند. ãäÈÚ
Mazide kalan hatıra gibiŞefkatli kollarını aç bana anneGeceler çok soğuk, sessiz ve karanlıkÜşüdüm, üstümü örtsene anneAnne, anne, anneciğim
مثل خاطره ای که در گذشته ماندهدست های مهربانت را برايم باز کنشب ها خیلی سرد، ساکت و تاریک استسردم شد، مادر چیزی رویم بکشمادر، مادر، مادر جان
  ãäÈÚ
دعا براي بستن زبان شوهر  دعابراي حرف شنوی شوهر دعای مطیع شدن شوهر دعای زبان بند شوهر ومادر شوهر دعای بستن مرد دعای زبان بند شوهر و مادر شوهر دعا براي بستن زبان خواهر شوهر دعا براي بستن زبان پدر شوهر دعای بستن زبون مادرشوهر

 
دعا براي بستن زبان شوهر
رقیه شریفه ذیل را با قلم روحانی (قلم غیر مستعمل و با گلاب و زعفران) بنویسد و با خود به همراه داشته باشد ، زبان بدگویان و بدخواهان و حاسدان و …. به روی او بسته خواهد بود:[بسم الله الرحمن الرحیم , طه طه
 آفتاب زد بلاخره گرمم داره می کنه کم کم علی تو صفم از 5 صبح تا حالا براي پاس کنارم یه خانوم هندیه که سندل پوشیده یادمه از سندل بدش می آومد از پای ترک دار از آرنج خشک شده دیگه نیست علی تمومش کرد یا من این جوری فکر می کنم هیچی نگفت بعد از نطق طولانی من سکوت کرد خسته شده بودم علی از سردرگمی تو رابطه خسته شده بودم آلانم اصلاحوصله دیت کردن و ندارم میرم سر کار ولو میشم تو تخت دیشب یکی بهم گفت بیا بریم بار نرفتم علی خسته ام علی خیلی خسته کم و ز
 
 
     اگه جایى مى رید كه شما دوست ندارید و همسرتون دوست داره و قرار مى ذارید به ازاى هر پانزده دقیقه مازاد بر چهل و پنج دقیقه اى كه بر اساس عرف باید اونجا سپرى كنید براى شما یك كتاب بخره، و یك ساعت و نیم بعد كه از آن مكان خارج و به كتابفروشى وارد شده اید خوشحال و خندان دو تا كتاب زده اید زیر بغلتون، برنگردید بهش بگید:
- اگه شوهر كردن* یه خوبى داشته باشه همین كتاب خریدناشه،
بلكه بگید:
- یكى از خوبى هاى شوهر كردن* همین كتاب خریدناشه.
 
:دى
 
* یا زن
هوا بارانی است. نمی‌دانم چرا یاد تو افتادم. یاد اشك‌های آخرین خداحافظی‌ات كه در میان پلك‌ها پنهان شد. یادت هست این مادرت بود كه رویت را بوسید و تو را از زیر نورانی‌ترین‌ها رد كرد؟ یادت هست چند قدمی برداشتی و با یك نگاه دیگر به مادر از آن كوچه گذشتی؟
مادر می‌دانست كه نباید پشت سر مسافرش گریه كند؛ اما اشك‌ها این را نمی‌فهمیدند و بعد از رفتن تو، باریدند. آخرین نامه‌ات را كه نوشتی، یادت هست؟ روبه‌رویت برهوتی از عشق بود و در نگاه تو این زمین
در این مقاله تصمیم داریم شما را با دعا براي دور كردن شخص دعا براي دور شدن از خانواده شوهر دعا براي دور شدن دشمن دعا براي رفتن مهمان دعا براي مهمان مزاحم دعای مجرب براي دفع مزاحم دعا براي دور شدن مادر شوهر دعا براي فراری دادن دشمن دعا براي نیامدن شخصی به خانه بیشتر آشنا کنیم.

 

دعا براي دور كردن شخص
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از شر کسی خائف و بیمناکی این دعا را بخوان. «اللهم انک لا یکفی منک احد و انت تکفی من کل احد من خلقک فاکفنی شر (نام فرد شرور آ
 
در این مقاله تصمیم داریم شما را با بهترین دعا براي رام كردن شوهر دعای مسخر كردن شوهر طلسم رام كردن شوهر طلسم شوهر دعا براي بستن زبان شوهر دعا براي اخلاق بد مرد دعا براي مطیع شدن فرزند دعای مجرب براي بستن زبان شوهر دعای مطیع شدن دیگران بیشتر آشنا کنیم.

 

بهترین دعا براي رام كردن شوهر
الله علیه وآله وسلم قال: من قرأها فکانما تصدق علی کل مؤمن ورث میراثاً  و أعطی من الاجر کمن اشتری محراً و بریء من الشرک و کان فی مشیة الله من الذین یتجاوز عنهم.
 
به نظرم میرسه که این پستم یه مقدار قراره طولانی باشه پس منو عفو بفرمائید. ..
روز 5 شنبه همسر براي شام اومد خونه ی ما و چون قرار بود بعد شام بریم شاخسی یکمی دیر تموم شدیم اولش دلم نمیخواست برم چون دیر وقت بود و بابا گف نرین اما مامان همراهی کرد و باهامون اومد خوب شد رفتیم و یه نیم ساعتی نگا کردیم برگشتیم خیلی دوس داشتم فیلم بگیرم از مراسم اما متاسفانه همسر مخالفت کرد و گف لازم نیس 
روز جمعه ظهر آماده شدم و رفتیم براي ناهار خونه ی مادر شوهر اینا بر
ساعت ٣ونیم شب بشه و خابت نبره ،  پتو رو روی پسر یكی و یدونه اش میكشه و 
برمیگرده كنار زنی دراز میكشه كه قراره امشب عشق نثارش كنه تا صبح دستاشو بین موهاش بكشه
به چشاش زل بزنه و خوشحال باشه خوشبخت ترین مرد دنیاس
حلقه ی تو دشتاشو ببوسه بگه خانومم دلم برات تنگ شده
و sheery پیشونیشو ببوسه و بگه عشق منی
و من اینجا بشینم بغض كنم و شب طولانی عشقمو واسه شما توصیف كنم
من همون ساناز ٧ ساله ی اینجام  
من همون سانازم یكم پیرتر ،عصبی تر
یكم خسته تر، دل تنگ تر
+پی
دیروز عصر برگشتیم. جای خیلی باصفایی بود. همسر که نتونست بیاد یه سری کار باید تحویل میداد. منو پسری با مادر شوهر و پدر شوهر رفتیم.عجب جای باصفایی بود. تو این چند وقت از اول تابستون تا الان فکر کنم فقط همین چند روز رو بدون کولر سر کردیم . دامنه کوه. خنک.سرسبز. عجب هوایی داشت. شب از سرما یه لحاف پشمی  کلفت رو سرمون بود (چقد لحاف خوبه...حس خوبس به ادم میده )
رفتیم ویلای یکی از دوستای پدر شوهر که اتفاقا ایشون هم فرهنگی بودن. ویلا برا مادر خانمشون بود که ا
چکیده
عده ای بر آن باورند که خود به خود به وجود آمده‌اند و پدر و مادر در رشد و تکامل آن‌ها هیچ تاثیری نداشته‌اند و حال که به سن جوانی و بزرگی رسیده‌اند می‌توانند هر بی احترامی و بی ادبی را به پدر و مادر خود بکنند. محقق در این تحقیق، به کمک آیات نورانی قرآن و احادیث معصومین (ع) عمده حقوقی را که برگردن فرزندان می‌باشد بیان نموده تا خواننده ضمن مطالعه آن مراحل حرکت به سوی کمال را در خود پیدا نماید.
کلید واژه‌ها: پدر، مادر، احسان، حقوق، والدین،
آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):
ما به تجربه دیده ایم کسانی که پدر و مادر از آنها راضی بودند دست به هر چی زدند طلا شده
و همچنین دیده ایم کسانی که پدر و مادر از آنها ناراضی بودند ,حالا به هر دری می زنند کارشان درست نمی شود
بعد هم پیش ما می آیند و می پرسند: چرا ما هر کار میکنیم ، کارمان اصلاح نمی شود؟ خبر ندارند به خاطر این است که پدر و مادر از آنها ناراضی بوده اند...
  ãäÈÚ
روز چهارشنبه قـرار بود که آشپزخونه ی خونه رو تمیز کنیم و از طرفی هم دختر داییم میگف که بیا خونه ی ما گفتم اوکی عصر تموم بشم بیام از آرایشگاه هم براي فرداش نوبت گرفته بودم که برم اما آرایشگر زنگید که الان سرم خلوته میتونی بیا گفتم میام رفتم آریشگاه و از اونجا رفتم خونه ی دایی. عصر خوبی بود از همه جا با هم حرفیدیم ساعت 9 و نیم بود که اومد خونه.
فرداش که باشه پنج شنبه خواهر عروسی دوست همسرش دعوت بود و ظهرش بهم گف که توام بیا بریم گفتم من نمیام باووو
شباهت های کیمیا و ستایش:1.دعوا بر سر بچه2.تفاوت پیری با جوانی فقط با یک عینک3.پیدا کردن فرزند در دهه ی بیست سالگی4.عوض کردن چند شوهر5.اشکشون دَم مشکشون هه6. مهدی پاکدل شوهر هر دوتاشون بوده
اینه که میگن تاریخ تکرار میشه
 
فقط نمی دونم اول کیمیا بوده یا اول ستایش ãäÈÚ
مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه آورد.پسر بزرگش که منتظر بود،جلودوید و گفت مامان،مامان! وقتی من در حیاط بازی میکردم و بابا داشت با تلفن صحبت میکرد،تامی باماژیک روی دیوار اتاقی که شما تازه رنگش کرده اید،نقاشی کرد! مادر عصبانی به اتاق تامی کوچولو رفت.تامی از ترس زیر تخت قایم شده بود، مادر فریاد زد: تو پسر خیلی بدی هستی و تمام ماژیکهایش را درسطل آشغال ریخت.تامی از غصه گریه کرد. ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اتاق پذیرائی ش
می دانم نگران منی . نگران عمری که بیهوده می گذرانم
نگران دل دردمند منی . نگران لحظاتی که در غم می گذرانم
نگران سکوت منی . نگران  اشکهای شبانه که در خفا می چکانم
براي لحظات بیهودگیم غم مخور مادر عزیزم تا تو هستی من سرپایم
غم و غصه جهان نمی تواند مرا از پای درآورد تا دعای خیر تو را دارم
هیچ کس نمی تواند دل درمندم را از غم برهاند جز تو و عشق خدایی تو
مادر ای فرشته رحمت الهی به عشق تو زنده ام و می مانم به عشق تو
تو رحمت بیکران الهی هستی و من این رحمت بی
 
دعا براي عزیز شدن نزد خانواده شوهر طلسم مطیع كردن شوهر دعا براي عزیز شدن در بین مردم طلسم براي عزیز شدن سحر كردن شوهر دعای محبت همسر در حد عشق دعایی براي جلب محبت شوهر دعای جلب محبت شوهر به سمت زن دعا براي عزیز شدن درچشم همه
 
دعا براي عزیز شدن نزد خانواده شوهر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِشَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائِما بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَك
روزی روزگاری، مادری به فرزندش گفت:  پسرم صبحانه چی خوردی؟
پسر: صبحانه!
مادر: می دونم. غذایی که خوردی چی بود؟
پسر: غذا!
مادر: می دونم، نمی گم که فرش یا موکت خوردی، چی خوردی؟
پسر: غذا!
مادر: مسخره کردی مامان؟ بگو چای شیرین خوردی یا نون پنیر خوردی؟ یا چیز دیگه ای خوردی؟
پسر: چیز دیگه ای.
مادر: چه چیزززی ی ی؟
پسر: یه چیزی.
مادر جارو را برداشته و پسر را دنبال می کند و میگوید تو مادر خود را مسخره کرده ای؟ خجالت نمی کشی؟
پسر می گوید: مادر، من براي صبحانه چای
چند روزی بود که تصمیم داشتم بنویسم اما هی عقب می افتاد امروز عزمم رو جزم کردم که بنویسم از اتفاقات این 1 هفته.
برمیگردم به جمعه ی هفته ی پیش 17 شهریور : براي ناهار رفتیم خونه ی مادر شوهر و عصرش مادر شوهر رفت خونه ی آنـا تا براي فرداش که عید بود کارشون رو انجام بدن. من و همسر هم تو خونه بودیم. عصر همسر رفت یه سر بزنه به مغازه و منو رسوند خونه ی آنـا اونجام کار خاصی نبود نشستیم به حرف زدن متوجه شدم که زن دایی اینا سر اموال دایی با آنـا بحثشون شده و اون
امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آن‌چه به باور مسلمانان خوب در نظر گرفته می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آن‌چه به باور مسلمانان بد در نظر گرفته می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر از واجبات و فرایض بسیار مهم و بزرگ اسلامی به شمار می‌رود، و افرادی که این فریضه‌ی بزرگ الهی را ترک می‌کنند یا در برابر آن بی‌تفاوتند گناهکار خواهند بود و
مرگ یک بار شیون هم یک بار، نه تو حوصله سابقو داری نه اون آدمی هست که عوض بشه. دیدی که! هیچ منطقی نداره فقط میگه تو نباید سرمن غربزنی فقط من حق دارم غر بزنم، اونی که داد میزنه، بهونه میگیره، گیر میده منم، اونی که خطاهاتو به روت میاره منم. تو حق نداری خطای منو گوشزد کنی چون میشه غر! میشه بی ادبی. نمیشه مقابل به مثل، بشه هم تو حقشو نداری. سیستم تربیتی ما اینه. ما جواب پدرمادرمونو نمیدادیم حتی منطقی،در برابر بی منطقی هاشون سکوت میکردیم. افتخار سیستم
امروز شوهر خاله عزیزم فوت کرد . حدود ساعت دوازده با دختر خاله ام تماس گرفتم که حالشون رو
بپرسم بهم گفت که بابا نیم ساعت پیش تموم کرد . مرد فرزانه ای بود و دوست داشتنی . همیشه
مشغول مطالعه بود . کتاب روزنامه خبر و همیشه رادیو مسکو . خدایش بیامرزاد .
فردا هم مراسم تشییع هست و مرخصی گرفتم .
قرار دیدارمون هم از میان رفت . من باید تو مراسم باشم و نمیتونیم همدیگر رو ببینیم . خیلی دلم سوخت
کاش این اتفاق رخ نمیداد . تمام وسایلم جمع بود . اینکه شبی کنار هم باش
در تعریف اجرت‌المثل باید گفت که زن وظایف خاصی در زندگی زناشویی دارد كه توسط قانون و شرع برشمرده شده است. این وظایف شامل تمكین عام و تمكین خاص است. تمكین عام به معنای حضور زن در زندگی مشترک و عمل به وظایفی است كه شرع و قانون تعیین كرده است. مثلا زن شرعا نمی‌تواند بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود. ادامه تحصیل و كار كردن زن در خارج از منزل نیز باید با اجازه شوهر باشد، هر چند در حال حاضر بسیاری از زنان این حقوق را در عقدنامه دریافت می‌كنند. تمكین
ساعت حدودا 6 صبحه و طبق روال چند مدت اخیر، بیدار و در حال انجام کار
مادر: کی میخوابی
من: حالا میخوابم
مادر: آخه من باید بدونم کی میخوابی ک زود بیدارت نکنم.
 
اون میدونه ک مدت هاست من نهایتا خوابیدنم شش ساعته و همونقدر ک خودم از زیاد خوابیدن بدم میاد (البته بجز جمعه صبح)، همونقدر و شاید خیلی بیشتر،مامان از کم خوابیدن من بدش میاد
هم میخواد زود بیدارم نکنه، هم میخواد دیر بیدارم نکنه (الهی قربونش برم). ãäÈÚ
«وقضی ربّک الاّ تعبدوا الاّ ایاه و بالوالدین احساناً اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما افّ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریماً؛ پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو نزد تو به پیری رسیدند، به آنان «وای» مگو و آنان را مران و با آنان [لطیف و سنجیده و] بزرگوارانه سخن بگو».
سوره اسراء ـ آیه 23
نکته:
بارها در قرآن، احترام به پدر و مادر توصیه شده است، آن هم در کنار دعوت به توحید. در ا
براي بانوی جان: سلام مادر دنیا 
مادر جان عالم امشب براي اولین بار یهویی دلم هوای کربلا کرد. نمیدونم‌ چرا، هیچوقت اینجوری نبودم، نه که نخواسته باشم اما اینجوری دلی نبوده، خانم‌جان به حق مظلومیت و معصومیتتون اول حال دل‌هامون رو کربلایی کن بعد هم قسمت مون کن زیارت حرمین شریفین رو
از صبح این ترانه داره توی ذهنم رژه میره:دوست دارم آفتاب باشم تا نور بارونت کنم، دور تو بگردم و این دل و مجنونت کنم، آسمون بشم برات ستاره بارونت کنم، یه جون خالی دارم میخوام که قربونت کنم.... دوست دارم کفتر باشم تو آسمون پر بزنم، برم و تو اوج عشق سری به دلبر بزنم، بشینم رو بوم یار دونه و چمبر بزنم، اگه روم در وا نکرد تا به سحر در بزنم.... همیشه با اینکه این دل نگرونه، یه بهار پشت زمستون و خزونه.....براي دخترکم لقمه می گیرم و نگاش می کنم. میگم: دوست دارم
مادر و برادران عیسی
مَتّی ‏12‏:‏46‏-50 – مَرقُس ‏3‏:‏31‏-35؛ لوقا ‏8‏:‏19‏-21
46در همان حال که عیسی با مردم سخن می‌گفت، مادر و برادرانش بیرون ایستاده بودند و می‌خواستند با وی گفتگو کنند. 47پس شخصی به او خبر داد که: «مادر و برادرانت بیرون ایستاده‌اند و می‌خواهند با تو گفتگو کنند.» 48پاسخ داد: «مادر من کیست؟ و برادرانم چه کسانی هستند؟» 49سپس با دست خود به سوی شاگردانش اشاره کرد و گفت: «اینانند مادر و برادران من! 50زیرا هر که ارادۀ پدر مرا که در آسمان
متن شعر خونه مادربزرگهخونه مادربزرگه دهه 80 , 90 :
خونه ی مادر بزرگه ، الان آپارتمانه
خونه ی مادر بزرگه ، استخر و لابی داره
خونه ی مادر بزرگه ، wifi ی مفتی داره
خونه ی مادر بزرگه ، دیش و LNB داره
کنار خونه ی اون ، همیشه پارتی برپاست
پارتیهای محله ، پر شور و شوق و غوغاست
مادر بزرگه الان ، مازراتی سواره
رنگ موهاشم هر روز ، جور واجورو باحاله
مادر بزرگه الان ، شلوار جین می پوشه
کفش کالج و کیفش ، همیشه روبه روشه
مادر بزرگه هرشب ، Gem Tv رو میبینه
خرم سلطان و سن
قط چند ساعت از زایمانش گذشته است، اما همه از او انتظار دارند، وظایف مادری‌اش را بی‌وقفه آغاز کند و با جدیت ادامه دهد.اولین وظیفه و مسئولیتش تغذیه نوزادی است که با گریه های بی امان از مادر طلب شیر می کند، ولی گویا شیر زیادی در کار نیست و مادر با مشاهده بی قراری ناشی از گرسنگی نوزاد، دچار تشویش و نگرانی بیشتر می شود. شیر دادن به نوزاد در روزهای اولبه گفته دکتر کورش جعفریان، متخصص تغذیه و رژیم درمانی، براي بسیاری از مادران جای نگرانی زیادی نسب
 
در این مقاله تصمیم داریم شما را با دعای جلب محبت شوهر به سمت زن دعا براي وابسته كردن طلسم مطیع كردن شوهر دعای آشتی زن و شوهر دعا براي عزیز شدن نزد شوهر دعای وابستگی شدید دعا براي محبت از راه دور دعای محبت فوری سوره های قران براي جلب محبت بیشتر آشنا کنیم.

 

دعای جلب محبت شوهر به سمت زن
اگـــــه دوست داری مهر و محبت بین تو و.... زیاد بشه این دعارو 11 بار بخوون>بسم الله الر حمن الرحیم وَالضُّحَى وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَ
فرزندان تا چه زمانی تحت تکفل محسوب می شوند؟
فرزندان اناث بیمه شدگان در صورت نداشتن همسر و عدم اشتغال به کار و فرزندان ذکور تا سن بیست سالگی (19 سال تمام) و پس از آن منحصرا در صورتی که به تحصیلات دانشگاهی اشتغال داشته باشند و یا معلول از کارافتاده نیازمند باشند.
آیا خواهران و برادران بیمه شده می توانند تحت تکفل او قرار بگیرند؟
به استناد ماده58 قانون صرفا همسر، فرزندان و پدر و مادر و همچنین شوهر بیمه شده زن در صورت احراز شرایط می توانند تحت تکفل ب
بر اساس فقه اسلامی و قانون مدنی ایران، ازدواج قراردادی است كه در آن حقوق و تكالیف متفاوتی به زن و مرد داده می‌شود. با امضای سند ازدواج، برخی حقوق براي همسران تعریف می‌شود، اما روشی نیز وجود دارد كه بر اساس آن حق و حقوقی علاوه بر موضوعات موجود به سند ازدواج اضافه می‌شود و به آن شروط ضمن عقد گفته می‌شود.
به عبارت دیگر شروط ضمن عقد ازدواج تعهداتی است كه در حین ازدواج با توافق زن و شوهر وارد مفاد قرارداد ازدواج آنها می‌شود. این شروط را می‌توان
شروع میکنم به نوشتن تا بیاد بیاورم این چند روز چه گذشت. بیماری مادر و پرستاری و مراقبتهای فشرده هر روز! حالا که توی خونه نشسته ام و مینویسم میفهمم که چه روزهای پر استرسی رو گذراندیم. دست مادر که از شدت بی قراری تکان تکان میخورد و سرش که به چپ و راست میرفت و برمیگشت همه نشان از دردی پنهان میداد. خسته اما امیدوار پرستاری کردیم اما بی نتیجه امروز که مجبورشدیم مادر رو بیمارستان ببریم فهمیدیم که زودتر باید کاری میکردیم ... همیشه دیر میفهمیم، دیر تصم

✅روزی حضرت داوود از یك آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه زنان. نالان و گریان. پرسید: مادر چرا گریه می كنی؟ پیرزن گفت: فرزندم در این سن كم از دنیا رفت. داوود گفت: مگر چند سال عمر كرد؟ پیرزن جواب داد:350 سال!! داوود گفت: مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت: چرا؟ پیامبر فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند كه بیش از صد سال عمر نمیكنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها براي خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست كردن دارند؟  حضرت داوود فرم
Automatic Breeder Equipment
سیستم آشیانه اتوماتیک در سالن های مرغ مادر گوشتی و تخم گذار، جهت جمع آوری اتوماتیک تخم مرغ های نطفه دار و انتقال به خارج از سالن استفاده می شود.
                          آشیانه اتوماتیک مرغ مادر
                    سیستم دانخوری بشقابی مرغ مادر
                          سیستم دانخوری زنجیری(تراف)
 
                                      اسلت و پایه اسلت
                    سیستم دانخوری بشقابی خروس
                         سیستم آبخوری مرغ مادر
 
زل زده ای به موج های آشفته كه سر می خورند از زیر پاهات كه لخت افتاده اند روی شن های ساحل موج صدائی آشنا را به تو یادآور می شود نه حالا كه آمده ای این سوی آب ها كه پیشتر از این ها هم صداهای چسبیده به گوشت تا اعماق پوست و گوشتت نفوذ كرده اند. صدای پانزده سالگیت را شنیدی كه آغوش وا كرده براي پدر پدر ولی دیگر عاشق شده صدایی را كه مال مادر نیست. صدای پانزده سالگیت را عوض می كنی می اندازیش پشت سر روبرو مادر نشسته با اشك هاش صدا از سنگ های كوچه از دی
جالب است حتما بخوانید.
 
یکی از ایثار گرانی که از دست ستم های این مسئولین دزد و بی ناموس که در بعضی جاهای دولت با سو استفاده از خون شهدا و نام ایثار گران با بی ناموسی ، پول این مردم را بالا کشیده و به فرزندان نامشروع و نا خلف خود میخورانند ، عصبانی بود در جمع سایر همقطارانش میگفت :
شما فرض کنید که یک مدیر یا مسئولی به من ظلم کرده باشد و چون قلم در دست اوست من نتوانم صدای خود را به گوش بزرگی دیگر برسانم ،و بخاطر نام ایثار گری که یدک میکشم اخبارم را
زندگی خوبی دارم
آرومم
همه چی روبه راه و بر وفق مراد
اما...
روانشناسا میگن خب زن و شوهر میبایست رفیق هم باشن
میگن گاهی زن و شوهر باید از هم دور باشن
میگن هر کدوم از زن و مرد باید دوست یا دوستایی داشته باشن و گاهی با اونها باشن
چمیدونم
از همین حرفها
موندم
اینکه چه جوری میشه همیشه تو تب و تاب عشق موند
از همون انتظارها
دلتنگی ها
لوث بازیها
مخ زدنا
یواشکیها
دلواپسیها
و باز هم از همون انتظارها
شبانه ها
و . . .
نمیدونم
واقعا آدمی یکبار عاشق میشه
دل میبند
چه زنانی  راکه مردان ترکشان می کنند
فکر می کنید چه زن هایی حال یک مرد را به هم می زنند؟ یا مردها چه زن هایی را ترک می کنند؟ در ادامه ویژگی این زن ها را می خوانید.
زن هایی که حال بدی دارند.
۱- زنان توجه طلب (هیسترونیک): زنانی هستند که دوست دارند مورد توجه واقع شوند و به محض این که شکار خود را می یابند بازی تام و جری را شروع می کنند و از دست چشمان هیزی که قبلا به هر قیمتی دلشان می خواسته حتی نیم نگاهی بگیرند، حالا فرار می کنند و جالب تر این که این زنان،
 
دیروز فرزانه کارت عروسی دخترش رو آورد. گفت عروست رو هم بیار و پوران و فریبا رو هم دعوت کرده ام. 
یادش بخیر من و فریبا و پوران و فرزانه چهار دوست صمیمی تو کوچه قدیمی مون بودیم. چقدر خوش بودیم اونوقتها. اغلب جمع می شدیم خونه یکیمون و هی بگو بخند و حرفهایی که هرگز تموم نمیشد .
پوران کوچکترینمون بود و شیطون ترین. فرزانه کاری بود و فریبا خوشگل و من هم که دفتردار. یعنی هرچی نامه ی عاشقانه و کارهای اداری و تلفنی بود با من بود
اونوقتها که اینجوری نبود ه
برادر عزیزم، زینب شود فدایت آوردم از مدینه، دو دسته گل برايت خون جگر ز دیده، بر تو روانه کردم گیسوی هر دو را خود،با گریه، شانه کردم هدیه ی من همین است داغ دو نازنین است
( طفلان زینب، یا زهرا بر لب)
وقت سفر سفارش نموده شوهر من هدیه به حضرت تو گردد دو گوهر من شکر خدا که امروز، مادر دو شهیدم روز جزا، به نزد فاطمه، روسفیدم هدیه ی من همین است داغ دو نازنین است
( طفلان زینب، یا زهرا بر لب)عنایتی که امروز به چشم خود ببینم بر سینه ام نشیند، داغ دو نازنین
وقتی آبستنی، دنیات میشه صدای قلب جنینت...
وقتی مادر میشی دنیات عجیب غریب میشه...وقتی مادر میشی دنیات کوچیک میشه...اینقدر کوچیک که هیچ کس غیر خودت این دنیا رو نمیبینه.دنیات میشه ماشینهای اسباب بازی...دنیات میشه رنگها...دنیای شاد ریاضی...دنیات میشه کودکت...با کودک شیر میخوری....با کودک چهاردست و پا راه میری...با کودک اده بده میکنی...با کودک رشد میکنی،بزرگ میشی...اینقد بزرگ که همه میفهمن مادری....یهویی کوه میشی،توانت میشه ۱۰۰برابر؛دیگه مریض نمیشی...دیگه
"با همت جناب سرهنگ رضا بیچندی"
 
مه = من
مشما = من و شما
منتو = من و تو
اوشو = ایشان (آن ها)
برفتو = رفتم
تنیر = تنور
کارتوس = فشنگ
نروشک = جهش، فواره
دَجگ زدن = گره زدن
بپیر = پدربزرگ
خوش = مادر زن یا شوهر
خوسر = پدر زن یا شوهر
هم زلف = با جناق
بجولک = مچ پا
موخته = دلبسته
میدو = میدان
مددرازما = موجودی افسانه ای
مرده چش = خیره سر
مردینه = مرد، پسر
ایرتینه = خانم، دختر
مُجگ = مژه چشم
مسکه = کره حیوانی
مشینه = گوسفند
 
لطفاً شما نیز در کامل شدن این لغت نامه ما را هم
 
 
 
هفته دفاع مقدس
مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها انگار انتظار تو را پیر کرده است زود است باز این همه پیری براي تو شاید منم که آمدنم دیر کرده است مادر مرا ببخش اگر دیر آمدم جایی که بودم از نفس جاده دور بود آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت آیینه ی شکسته من پر غرور بود دیرینه سال بود که در دور دست‌ها یک سرزمین به گرده ی من بار درد بود در من کسی شبیه یلان حماسه‌ساز بی‌وقفه با زمین و زمان در نبرد بود دیرینه سال بود که سرپنجه‌های من چنگال بسته
 آیین مادرشوهرداری
این بحث براي خانم‌های جوان خیلی داغ است. وقتی به تالارهای گفتگوی خانوادگی سر می‌زنید ، علاقه‌مندان زیادی را در آنجا می‌بینید. وقتی پای صحبت خانم‌ها می‌نشینید هم حرف‌های زیادی هست كه مورد مشورت قرار می‌گیرد، اما مردم‌داری، شوهرداری، همسایه‌داری، خانواده‌داری و همین‌طور مادرشوهرداری هم فوت و فنی دارد كه باید آن را بیاموزید. اگر شما با همه افراد روابط خوبی برقرار می‌كنید و هنر ارتباط برقرار كردن را دارید، بعید ن
خب ما ساعت 3 رفتیم خونه ی خاله ی اقای پ . همه اونجا بودن . مادر آقاهه خیلی گریه میکرد ولی زنش اصلا اشک نداشت . دوتا دختر و یه پسر دوساله هم  داشتن . دختراشو ندیدم . غروب رفتنیم مسجد .وای تا 6.5 اونجا بودیم مخم اسفالت شد . جالب اینجاس همه میگفتن بفرمایید بریم تو مسجد دیگه . یعنی انتظار داشتن بازم بمونیم . که دیگه ما برگشتیم .
بسته ای که سفارش دادم رسیده امروز بابا رفت برام بگیره پست بسته بود . حالا فک میکنید چی سفارش دادم ؟! خخ دوتا دفتر با جلد پارچه ای و
 
در این مقاله تصمیم داریم شما رابا دعا براي علاقه شوهر به زن دعا براي وابسته كردن طلسم مطیع كردن شوهر دعای آشتی زن و شوهر دعا براي عزیز شدن نزد شوهر دعای وابستگی شدید دعا براي محبت از راه دور دعای محبت فوری وابستگی شدید مرد به زن بیشتر آشنا کنیم.

 
 
دعا براي علاقه شوهر به زن
.بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً(سوره فتح آیه 1) سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدین‏(سوره زمر آیه 73) لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ
بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادر
علی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏
عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟
گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏
مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من
ببین اشک روان من، علی اصغرم لالای‏
چرا مادر علی جانم نمی‏گیری تو پستانم
چه می‏خواهی نمی‏دانم، علی اصغرم لالای‏
عزیز من مکن غوغا بخواب ای کودک زیبا
مسوزان قلب مادر را، علی اصغرم لالای‏
مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من را
علی اصغرم لالای، لالایی مادرم لا
 
بارداری و زایمان، روندهای تکاملی قابل توجهی براي اکثر زنان هستند. براي تطابق موفقیت آمیز بارداری و زایمان، سازگاری های فیزیکی، درون فردی، اجتماعی و خانوادگی ضرورت دارد.
پس از زایمان ممکن است مادر نسبت به نوزادش دو احساس مختلف و متضاد داشته باشد، یکی عشق و علاقه فراوان و دیگری احساس عدم علاقه وطرد او. چناچه احساس دوم قویتر باشد نباید نگران شد، زیرا مهر ورزیدن به نوزاد مانند هر عشق دیگری، گاه آنی صورت گرفته و گاه به مدت زمان طولانی نیاز دار
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها برِ گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
 
ایرج میرزا ãäÈÚ
حضانت و قیمومت
حضانت
حضانت یعنی نگاهداری و مراقبت جسمی ، روحی ، مادی و معنوی اطفال و تعلیم و تربیت آنها می باشد.
وفق ماده 1168 قانون مدنی ایران حضانت هم حق و هم تكلیف والدین است.
بنابر این کسانی که حضانت بر عهده ی آنان می باشد نه تنها امور مالی فرزندان بلکه باید از نظر جسمی و روحی از فرزندان تحت حضانت مراقبت و نگهداری کنند.
و تمام امور فرزندان از هر لحاظ به کسی که حضانت را بر عهده دارد سپرده می شود.
پدر در حضانت فرزند خود اولویت دارد و پس از مرگ پدر
 
 
می نوشم براي خانه‏ ی ویرانبراي زندگی قهرآلود خودبراي تنهاییدر حین با هم بودن
و براي تو من می‏نوشمبراي دروغ لب‏های خیانتگرت به منبراي سرمای بی‏جان چشمانتبراي آن که دنیا زمخت و بی‏رحم بودو براي آن که خدا هم نجات‏مان نداد...
 
  ãäÈÚ

 
مادر بزرگ من زن نترسی بود
او خودش را به مردن زد 
و چهره اش را مثل مردگان بی رنگ و  رو کرد 
ما ترسیدیم و او میخندید .
یک بازی هیجان انگیز بود
ما جیغ میزدیم و مادر بزرگ در حجم تاریک شب قرار گرفت 
مادر بزرگم زن نترسی بود
تصمیم گرفت بمیرد و در کنار مردگان بخوابد 
من چند باری دیدم داخل حیاط راه میرود و آواز میخواند همین الان صدایش را میشنوم یک چیز عربی میخواند
من همون موقع گفتم خاک نریزید روش راست راستی میمیرد
مرد
الان در تاریکی هست
زیر خروارها خاک

این روزها و شبها خیلی دلمان
در قبض است 
شاید اندوه دل مادر زینب سادات باشد 
شاید ناشی از سوختن های کودکان میانماری
و شاید اشکهای پنهانی مادر شهید حججی از  پیکر اربا اربای فرزندش 
و شاید دل مولایمان خیلی گرفته است....
استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم
بدیع السموات و الرض من جمیع ظلمی و جرمی و اسرافی علی نفسی ãäÈÚ
راه و روش درست پیشقدم شدن براي آشتی با همسرتان چگونه است؟ یکی از شرطهایی است که گاهی مردان عنوان می‌کنند این است که: «خودش رفته، خودش هم باید با پای خودش برگردد!». آیا باید چنین شرطی را پذیرفت یا راه‌ حل دیگری هم وجود دارد؟‌ در اینجا روی سخنم با مردان جوان است.
زمانی پیش می‌آید که زن خسته شده است. از دعوا، قهر و آشتی‌ ها با همسر، از کم محلی ‌های شوهر و احتمالاً فامیل شوهر به تنگ آمده، آن وقت است که قهر می‌کند و به خانه پدر و مادرش می‌رود؛ به
ببین فاطمه، علی آقا  داداشت نیست  ،هرجورکه  خواستی باهاشون صحبت کنی ..سیّد حرمت داره. نمیشه به اینا موقعی که عصبانی میشی  فحش جدّ و آباد  ، داد. خودتم دیدی مادر جان، هرکی زنِ سید شده میگه همچین علیه السّلامی هم نیستن اکثرا زود جوش میارن ، علی الخصوص سیّدای حسینیشون.پس مادر موقعی که تو زندگی، سختی و فشاری را  روی  روح و روانت احساس کردی، استغفار کن، ذکر بگو .. اینها نصایحی بود که مامان صدیق، بعداز شامِ آخر ، در گوشم  با اندکی غرو لند ، می گفت. ا

تو پسر بچه سر به هواى بازیگوشى
من همان مادر دلواپس احوالاتت
نكند دست مرا ول بكنى گم بشوى جانِ دلم
تو بدون من غریبى، ساده اى، تنهایى
قدمى دور شوى، به زمین مى افتى
زانویت زخمى، پیرهنت پاره شود دردانه ام
منِ مادر نگهدار تو و یار توام كودك من
تار مویى كم شود از سر تو خواهم مرد
پسرم،مرد شوى، پیر شوى، روح شوى مى مانم
 تا ابد آغوش بى منت من جاى تو هست
بِگُذار بر سینه ام سر، دور بریز همهمه عالم را
مادرت عمرش تویى كوچك دلبند خودم
 
سوگند راسخ
٢٦ مهر ١٣٩٦
دیروز بعد مدتها 4 فیلم خوب دیدم . کلبه عمو تم . ویلاییها فیلم ربکا و فیلم نبرد نرتوا . این اخری رو خیلی
دوست دارم دههء شصت زمانی که نوجوان بودم از تلوزیون پخش شده بود و من لحظه لحظه اش یادمه
البته فیلم رو بدون سانسور دیدم . با بازی اورسن ولز یول براينر و فرانکو نرو . البته ویلاییها برام دلنشین بود
جنگ ویرانی شاید زودتر از موعد میشد تموم شه که نشد . و یک خبر بد که عصر جمعه به دستم رسید
فوت برادر یکی از صمیمی ترین دوستام . بیشتر از سه دهه است که دوستیم
یاد آن روزى كه ما هم سایه بر سر داشتیم /هم‌چو طفلان دگر، در خانه مادر داشتیم/جدّ ما ـ‌ پیغمبرـ از ما چهره پنهان كرد و باز/یادگارى هم‌چو زهرا از پیمبر داشتیم/مادر مظلومه ما نیز رفت از دست ما  /مرگ او را كى به این تعجیل باور داشتیم؟!/اندر آن روزى كه آتش بر سراى ما زدند/ما در آن‌جا، حال مرغ سوخته‌پر داشتیم!/آمد و رفت از جهان محسن در آن غوغا، دریغ!/آرزوى دیدن روى برادر داشتیم/مادر ما، خود ز حق مى‌خواست مرگ خویش را/ورنه ما بهرش دعا با دیده تر داشتیم/
چقدر بد است که همش فکر کنی که یک مرض لاعلاج داری.بعد بنشینی و فکر کنی که مرضت از نوع بدخیم است یا از این مزمن ها که به قول دکترا "نمی کشتت"
بعد بمانی که اگر بدخیم است که وای به حالت و باید چکار کنی و اگر هم مزمن باز چه کنی که وقتی آمد، جوری خلاص شوی از دستش.پیش کی بری و چه بخوری و یا  کلا نخوری!
چقدر بدتر است که ندانی با چه چیزی داری سر می کنی و چه طور باید توضیحش بدهی.
درد ها آدم ها را دوست ندارند.دروغ است که می گویند اسباب آزمایشند و امتحان.فکر می کن
 در آیات به انسان‌ها سفارش شده است كه نسبت به پدر و مادر احترام و احسان كنند
 در مورد احترام به پدر و مادر در آیات و روایات خیلی سفارش شده است ما در این‌جا فقط به بعضی نكات كه نشان‌دهنده اهمیت احسان به پدر و مادر است اشاره می‌كنیم: ãäÈÚ

یامیبرمت شمال....
اگه نرفتی میشینی خونه داریتو میکنی....¡¡¡¡¿¿¿¿
زن یعنی همین دیگه....
حمال..بچه داری....بدون هیچگونه مزایا.
چه روزهایی که توخونه شوهر عذاب کشیدی......
فقطخدامیداند.
این سینه که پیوسته دراوبانگ وچغانه است     ازخواجه برسید که این خانه چه خانست.
 
الهییییی. ãäÈÚ
این نقش‌ها واقعی است: نقش‌های زناشویی سید مهدی خطیب/ انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / ۵۵ صفحه
«این نقش‌ها واقعی است» مجموعه‌ای است که تلاش دارد نقش‌های بازیگران گوناگون مؤثر در نظام خانواده را معرفی و تبیین کند تا آگاهانه و هنرمندانه در این صحنه وارد شویم و به بهترین نحو به ایفای نقش‌هایمان بپردازیم.
نویسنده معتقد است نظام خانواده به‌خودی‌خود، نقش‌های مشخصی را براي اعضای آن تعریف کرده است که اگر در ایفای آن‌ها خلل و ن
از اخرین بار ی که پست گزاشتم خیلی وقته میگزره و کلی اتفاقات خوب و بد افتاده
 اول اینکه تونستم یه شغل خوب تو یه مدرسه دولتی پیدا کنم.به عنوان مربی پیش دبستانی.  تو مدرسه پسرانه (اونم تو مدرسه ای که حرف اول رو توی شهر میزنه خیلی از خانواده ها میخان با پارتی بازی بچشون رو بیارن این مدرسه. البته همه اینها رو مدیون پدرشوهر و مادر شوهرم هستم) امسال سال اول که تو این مدرسه پیش دبستانی آوردن . پسر معاون اموزشی مدرسه هم تو کلاس منه . برا همین بهترین و تمی

وقتی داستان مادر موسی را میخوانم متعجب میشوم از قدرتی که به خرج داده است تا کودکش، نوزادش را در آبها رها کند تنها به واسطه غریزه ای که به او گفته بود رهایش کن. قدرتی که در برابر تمام محاسبات می ایستد و مادر را به جایی میرساند که فرزندش را در آبهای خروشان رها کند و ایمان داشته باشد که فرزند به ساحل امنیت خواهد رسید... چنین ایمانی از یک مادر که قوی ترین غریزه ها را در برابر مخلوقش دارد شگفت انگیز است... مادر اما ارام نمیگیرد. شب و روزش نگرانی است... ش
یك خانم تبعه کشور افغانستان هستم كه با یك مرد ایرانی ازدواج كرده‌ام. چگونه باید براي طلاق و مطالبه مهریه و نفقه اقدام كنم ؟
زن خارجی با ازدواج با مرد ایرانی تبعه ایران محسوب می شود (بند6 ماده 976 قانون مدنی) و بایستی به دادگاه خانواده در محل اقامت خود، مراجعه و دادخواست تسلیم نمائید.
 
آیا شوهر می تواند براي همسر تبعه خارج خود شناسنامه ایرانی بگیرد؟
براساس ماده 976 قانون مدنی یکی از اشخاصی که تبعه ایران محسوب می شود زن خارجی است که شوهر ایرانی ا
۱.ارسال اظهار نامه از سوی زن به شوهر
۲.از طریق اجرای ثبت
۳.از طریق دادگاه ها
اظهارنامه نوعی اوراق چاپی موجود در دادگستری است که دارای دو ستون خواهان و خوانده می باشد. خواهان (زوجه) ، اظهارات خود را در مورد در خواست مهریه، در ردیف خواهان می نویسد وآن را براي خوانده (زوج) از طریق دادگاه می فرستد .در ردیف خوانده، اظهارات زوج نیز ثبت می شود . در این هنگام زوجه همنچنان باید تمکین کند ، چرا که در غیر این صورت ناشزه محسوب می شود و نفقه به او تعلق نمی گیرد
فرق این کلمات با کلماتِ بقیه‌یِ شهرها این است که مشهدی‌ها هیچ‌کدام معمولا نمی‌دانند که این کلمات را فقط آن‌ها به ‌کار می‌برند و دوم این که این کلمات بسیار مصطلح هستند. اگر شما کلمه‌های دیگری سراغ دارید و یا این که در شهری دیگر زندگی می‌کنید اضافه کنید و دوباره بفرستید تا این کلمات از یاد نروند
:.
نارنجک : نان خامه‌ای
اِشکاف : کمد
کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن
یاد داشتن : بلد بودن
سَرکُن : مدادتراش
✨آیا میتوان چون همسر مالی ندارد مهریه را از پدر همسر مطالبه کرد؟؟
✅ پاسخ
خیر مطالبه مهریه فقط از شوهر امکان پذیر است هر چند خانواده ی همسر متمکن و مال دار باشند، مگر پدر همسر از همان ابتدا پرداخت مهر را تعهد و ضمانت کرده باشد ... ãäÈÚ
این روزها مراقب "چسبندگی عاطفی" هم باید بود. دختران و پسرانی هستند که به شدت احتیاج دارند که شما حالشان را خوب کنید در حالی‌که ما در زندگی خودمان بیشتر موظفیم حال خود را ردیابی کنیم. مردانی این چنین توقع دارند که شما همیشه خوشگل و مرتب و خوش‌اخلاق باشید. این مردان درکی از طرف مقابل دارند شبیه مادر. مادر، زنی است که همیشه در دسترس، مهربان و حامی است. شخص مقابل اگر این چنین باشد اول از همه خودش در هم می‌شکند زیرا ما بناست فقط با فرزندانمانم تا ا
روزی که اسباب و اثاثیه را جمع کردیم هیچ چیز بیشتر از سوراخ های روی دیوار خانه لخت و برهنه با آدم حرف نمی زد هر سوراخ حکایت میخ فرو رفته به تن دیوار را داشت و قاب عکسی که روزی مادر به آن آویخته بود مالک جدید خانه که آمد با غیظ به سوراخ ها نگاه کرد و زیر لب غر زد که دیوار را سوراخ سوراخ کرده اندالبته به او حق دادم ولی به خودم گفتم او چه می داند این سوراخ ها یک خط میخی تاریخی است که مادر نوشت اگر حوصله می کرد یک به یک برايش همه را می خواندم ... ãäÈÚ
لباستاكردن،یكىازآنچیزهاییستكهاززنبودنِسالهاودهههاىقبلىدستنخوردهبهمنرسیده
،هرچقدرلباسهاراماشینتماماتوماتیكبشویدوغذاهاباموادفریزرىدرستبشوند
،بازهمشبیهمادرمادربزرگمشاید،مینشینمودانهدانهپیرهنهاتوشلوارهامراتامیكنم
،حتىاگربجاىپوران،راجرواترزبخواندوجاىتایدبوىرنگینشوىبدهندلباسها
بازهمتمامظرافتِزنانگىامرامیریزمتوىتاكردنلبههاىتیشرتتتاتوىكشوكنارهممرتببچینمشان...
ومنعاشقاینكارهایىهستمكهبوىمادرِمادربزرگموهمهىزنانِ
بدترین اتفاقی كه ممكن است در فضای خانواده رخ بدهد، مناقشه و دعواست. هیچ‌كدام از همسران حق ندارد با پرخاش و مناقشه به دنبال دریافت حقی باشد. حتی اگر حقی از كسی ضایع شود راه دفاع یا به دست‌آوردن آن پرخاشگری نیست. از حقوق همسران نسبت به هم تامین آرامش مورد نیاز است.
در قانون مدنی ایران، حسن معاشرت یكی از مهم‌ترین حقوق و تكالیف زوجین نسبت به یكدیگر است.
معنای آیه مباركه 19 از سوره نساء در ماده 1103 قانون مدنی كشور ما در فصل مربوط به حقوق و تكالیف زو
 پسر کوچکی براي مادر بزرگش توضیح می دهد آه چگونه همه چیزها ایراد دارند مدرسه ،خانواده ، دوستان ، و...دراین هنگام مادربزرگ مشغول پختن کیک است ، از پسر کوچولو می پرسد: آیا کیك دوست دارد و پاسخ کوچولو البته مثبت است .روغن چطور ؟نه! و حالا دو تا تخم مرغ ؟نه ! مادربزرگ .آرد چی از آرد خوشت می یاد ؟ از جوش شیرین چطور ؟نه مادر بزرگ ! حالم از آنها به هم می خورد.بله همه این چیزها بد به نظر می رسند . اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند ، یك کیك خوشمزه درست می شود
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها