دعا جهت نیامدن مهمان به خانه

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

داستان مهمان مردگان , داستان دختری است که بین مرگ و زندگی دست و پا میزنه , مهمان های مقبره رو به تابوت خودش دعوت میکنه و زیبایی های خودش و جذابیت های اون مکان رو بهش نشون میده تا شاید مهمان بمونه .
مردی که پشت میز نشسته , رئیس اونجاست و رفتارش شبیه مرده هاست . دختره به مهمان میگه دنبال کسی هستیم که بیاید نظم برقرار کند . برداشت من این بود که نیاز به یک منجی دارن , کسی که به جای اونا تصمیم بگیره مرگ یا زندگی . 
جاروی دست دختر و دعوت کردن مهمانان به هم
دارم آماده می شوم  برای آخرین تزریق
تند تند خانه را تمیز می کنم، همه چیز مرتب باشد ذهن اشفته ام آرام میشود 
بوی عود تمام خانه را پر می کند، با ریه نصف و نیمه ام تمام سلولهایم را پر می کنم از بوی چوب صندل 
امیدوارم آخرین تزریق برای همیشه باشد
امیدوارم آرامش مهمان همیشگی خانه ام شود 
باید همه چیز مرتب باشد تا حس شادی و خوشبختی لم بدهد در گوشه گوشه این خانه 
تا روزهای تیره پسرک، همسرم و مادرم به دست فراموشی سپرده شود 
من می مانم و پنج سال صبوری، ه
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا..... بر خاک و خون نشسته میدان کربلا....
از آب هم مضایقه کردند کوفیان....خوش داشتند حرمت مهمان کربلا....
زان تشنگان هنوز به عیّوق می رسد.... فریاد العطش ز بیابان کربلا...
آه از دمی که لشکر اعداء رحم نکرد.....کردند رو به خیمه ی مهمان کربلا.... ãäÈÚ
خانه های قدیمی را دوست دارم زیرا  چایی آنها همیشه توی قوری، روی سماور، دم بود
در خانه ی آنها همیشه باز بود
مهمانی ها دلیل نمی خواست و غذاها ساده بود
بوی غذا نیازی به هود نداشت که از خانه بیرون رود
عطرش تا هفت خانه می رفت
کسی نان دور ریز نداشت
نان برکت سفره بود
اگر مهمان ناخوانده می آمد آب گوشت زیاد می شد
بوی کاه گلی دیوار حیاط و زمین آجر ی نم خورده ، غوغا می کرد
خبری از پرده های ضخیم و مجلسی نبود
ونور خورشید سهمی از خانه های قدیمی بود
  ãäÈÚ

از امروز بیا به خانه ام
روزى چند كلام،
چند واژه،
چند حرف،
مهمان من باش
هر روز،
حرف هایم را،
برایت دم مى كنم،
یكى دو فنجان،
با شكر،
دور هم مى نوشیم
نگران نباش
نمك ندارد پذیرایى ناقابل من
بنشین پیشم
نگاهم كن
بزن لبخند
تا كه در بازار
ارزان بشود قند و شكر...
 
سوگند راسخ
٤ آذر ١٣٩٦
  ãäÈÚ
به من بگو هنوز هم مرا دوست داری یا مهمان همیشگی نشسته در خانه ات مجالی برای خیال من نگذاشته وکهنه جایی که در ذهنت از آن من بود را محو گردانیده.
به من بگو چرا چنین است؟احساس حضورت و نبودنت
همیشه میدانستم دل من و تو به یکدیگر راه دارد.
چه کوتاه بود قصه ما
اکنون دیر است؟!؟
به من بگو غریبه ی آشنای من ãäÈÚ
از لحاظ مهمان نوازی پرچم ریش پیش را بالا نگه داشته اند  در تمام خونه ها اگر چه جنسشون از خاکه ولی برای مهمانان عزیز همیشه باز هست   یعنی در حدی که مثلا صاحب خونه هیچی در اون لحظه نداشته باشه وای با روی بسیار خوش از مهمونش پذیرایی میکنه  یه جوری که صد درصد مهمون دلش بخواد یه بار دیگه هم به روستا بیاد  ãäÈÚ
بودا به دهی سفر کرد …
زنی که مجذوب
سخنان او شده
بود از بودا خواست تا مهمان
وی باشد. بودا پذیرفت
و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.کدخدای دهکده هراسان
خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی
او نروید !بودا به کدخدا گفت : یکی از دستانت را به من بده !کدخدا تعجب کرد و یکی
از دستانش را در دستان
بودا گذاشت.آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن !کدخدا بیشتر تعجب
کرد و گفت: هیچ کس نمی‌تواند
با یک دست کف بزند ؟بودا لبخندی زد
و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تو
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در ادامه‌ی بزرگداشت هفته کتاب و کتاب‌خوانی پنج نویسنده و شاعر مهمان فروشگاه‌ها و کتابخانه‌های سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌شوند. بر اساس این گزارش، در نخستین دیدار روز ۲۰ آذر عباس قدیرمحسنی با کتاب «قصه‌های غولی» در کانون استان زنجان با کودکان و نوجوانان دیدار می‌کند. در روزهای ۲۲ و ۲۳ آذر، مریم اس
 
 
 
 
جاده می پیچد و بهشت از میان مه نمایان می شود ، نامش " ماسوله " است.
چه برای بار اول آن را ببینی چه برای چندمین بار ، چشمانت تر می شود از شبنم مه و لبانت لبخندی نقره ای بر تن می کند.
نقره ای از آن جا که " ماسوله " یا " ماه سالار " ، به مانند ماهی است که روزها از میان سبزی کوه و دشت ، برق نقره ای دامانش را بر تن کوه می اندازد.
دهکده ای مه آلود که غرق نور است ، غرق نور از خانه هایی زرد زنگ ، خانه هایی که بر روی هم ساخته شده اند و یکدیگر را بر تن کوه تا به
به یاد پدران آسمانی!وقتی دیروز باران بارید“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم“آن مرد با نان آمد”یادم آمد که دیگر پدرم در بارانبا نانی در دستو لبخند بر لبنخواهد آمددیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اشبا زمین و تنهائیشبا خورشید و نبودنشبه یاد پدر سخت گریستمپدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشتپدرم وقتی رفت دل من سخت شکستخاطر خاطره ها رخ بنمودزندگی چرخش یک خاطره استخاطر خاطره ها را نبریدش از یادپدرم وقتی رفت آسمان غمزده بودو زمین م
این روزها عاشقم
عاشق خانه ام ،
همخانه ام
و نازنینی که تا چند ماه دیگر مهمان خانه مان میشوی
این روزها سخت عاشقم
عاشق لحظه های ناب زندگی ام
که این روزها تک تک لحظه های زندگی ام ناب ناب است
این روزها شاه بیت غزلهایم تو هستی  که نفس نفس انتظار آمدنت را میکشم
این روزها به لحظه های دونفره مان گرد نقره ای عشق میپاشیم
این روزها عاشقم
عاشق همین چند صباحی که از دونفره ماندنمان باقی مانده...
این روزها آغوشمان را صیقل میدهیم برای حضور فرشته ای که پاک است
و
عجب آدمهای بیشعوری پیدا میشوند!یکی شان خودِ من...صبح و شب، بین ریختن شیر در کاسه پیکوتک صبحانه و فرو بردن کارد در شکلات، دلم برای کسی تنگ میشود که حتی اگر در صورتم زل بزند هم فکرش جای دیگری ست :)چه برسد به اینکه وسط چپاندن لقمه دوبرابرِ دهانش در حلق، دلش تنگ من شود!آنوقت آدمهایی هستند در اطرافم که دوستم دارند... قبل از خوابشان برایم دعا میکنند، به مرغ مینای شان یاد میدهند اسم مرا صدا بزند...وقتی مهمان خانه شان هستیم غذای موردعلاقه من را درست میکن
حالا یک هفته از آمدن معصومه می‌گذرد، هر روز صبح که ساعت را نگاه می‌کنم لبخندی روی لبم می‌نشیند و پر شیطنت می‌پیچم دورش که هوس نکند زودتر از ساعت مقرر از خواب بیدار شود. او هم مایوسم نمی کند، دستهایش را توی خواب تکان می‌دهد و وقتی از حضورم مطمئن می‌شود دوباره به خواب می‌رود.
از امدن معصومه ۷ روز می‌گذرد و من هر صبح یک مهمان کوچک مهمانی سفره صبحانه ام است که غذا خوردن را از یادم می‌برد. گاهی بهانه می‌گیرد و خودش را لوس می‌کند و گاهی با وقار
توی سکوت خودم نشسته بودم.. کوچگترین صداها هم در سکوتم جای داشت.
گوشم با من حرف زد.. انگشتم خفه اش کرد.یکی بمن گفت... هههه دیوانه است..
گویا کسی بود که ندیده بودمش..اما از دیوار وبلاگ بغلی به خانه خیال من سرک کشیده بود.
ریز خندیدم ..انگار حرفهایم مزه خنده میدهد..حتی برای خودم....کاش همینطور ادامه داشت.. خدابه داد م برسد . هیسسسس!!! مثل اینکه همسایه باز سرکشیده در گوشه ی ذهنم نشسته است. و دارد مرا میشنود.. هر چه میخواهم او را ببینم ..که هست و چه شکلی ..زود در
در این مقاله تصمیم داریم شما را با دعا برای دور كردن شخص دعا برای دور شدن از خانواده شوهر دعا برای دور شدن دشمن دعا برای رفتن مهمان دعا برای مهمان مزاحم دعای مجرب برای دفع مزاحم دعا برای دور شدن مادر شوهر دعا برای فراری دادن دشمن دعا برای نيامدن شخصی به خانه بیشتر آشنا کنیم.

 

دعا برای دور كردن شخص
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از شر کسی خائف و بیمناکی این دعا را بخوان. «اللهم انک لا یکفی منک احد و انت تکفی من کل احد من خلقک فاکفنی شر (نام فرد شرور آ
جلسه قرعه کشی رقابت‌های فصل آینده لیگ برتر بسکتبال همراه با چند تصمیم جدید برگزار شد.
به گزارش ایسنا، در این جلسه اعلام شد که رقابت‌های فصل جدید لیگ برتر بسکتبال از دوشنبه 24 مهر ماه آغاز می‌شود و 24 اسفند نیز به پایان می‌رسد. در این جلسه تصویب شد که فصل آینده بسکتبال با 9 تیم برگزار خواهد شد. 
پتروشیمی، نفت آبادان، دانشگاه‌آزاد، مهرام تهران، شهرداری تبریز،‌ شهرداری گرگان، یس آل گرگان، پدافند رعد خوزستان و نیروی زمینی تیم‌های حاضر در فصل
نحوه شستشو مبلمان
تا همین چند سال پیش اگر در خانه  ای مبل وجود داشت، تنها در اتاق پذیرایی (مهمان خانه) گذاشته می شد و در تمام طول سال نیز ملحفه های سفیدی روی آن‌ پهن می کردند طوری که اعضای خانواده حق استفاده از آن ها را نداشتند مگر زمانی که مهمان غریبه ای برای آن ها می آمد!اما امروز بسیاری از خانواده ها اصطلاحا مبل نشین شده اند و حتی برای بعضی ها مبلمان کارکردهای دیگری نظیر میز غذاخوری، تخت خواب، میز کار و ... نیز پیدا کرده است.
 
بنابراین طبیعی
در این راهنما قصد دارم به نکاتی در رابطه با خرید سرویس چینی مهمان اشاره کنم که دانستن آنها می تواند برای شما بهترین خرید را به ارمغان آورد.در پستی که در یکی از سایت ها خواندم به صورت مختصر به این موضوع پرداخته شده بود. فکر کردم به مطالب مهمی در این پست اشاره نشده است که بهتر است به آن ها بپردازم.
برای همه ما مسلم است که ظروف چینی بهترین انتخاب برای مهمانی های رسمی است. فقط سوال اینجاست که چه سرویس چینی برای پذیرایی از مهمان بهتر است؟
در ابتدا به
شب وصل است و تبِ دلبری جانان استساغر وصل لبالب به لب مستان استدر نظر بازیشان اهل نظر حیران استگوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان استامشبی را شه دین در حرمش مهمان استظهر فردا بدنش زیر سم اسبان استمکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
 
«یارب این بوی خوش از روضة جان می آید؟ یا نسیمی است کزان سوی جهان می آید؟»«یارب این نور صفات از چه مکان می آید؟»«عجب این قهقهه از حورِ جنان می آید!»یارب این آبِ حیات از چه دلی جوشان است؟ 
لپ‌تاپ را بستم و گوشی را کنار گذاشتم. رفتم جلوی آینه و قیافه‌ام را کج‌وکوله کردم و به خودم زل زدم. بعد رفتم در یخچال و چند تا از شیرین‌های مانده از عید را خوردم. شیرینی‌هایی که از بس برای این خانه مهمان آمد، هنوز هم تمام نشده‌اند. بعد آمدم نشستم یک گوشه و با دست‌هایم روی زانوهایم ضرب گرفتم. بی‌حوصلگی بد دردی است. طاقت نیاوردم و لباس پوشیدم و از خانه زدم بیرون. شیشه‌های ماشین از باران نم‌نم بعدازظهر لکه داشت و با با تیغه‌های شیشه‌پاک‌کن
سر شب بعد از برگشتن از مسجد یک کفتر وسط حیاط افتاده بود.
خواهرکوچیکه ، من و مامان مات و مبهوت به صحنه نگاه کردیم و
همه به فال نیک گرفتیمش .
خواهرکوچیکه ذوق زده شد و گفت چند تا عکس ازش بگیرم .
نمی توانست پرواز کند ، انگار از جایی افتاده بود .
وقتی نازش می کردیم خیلی آرام بود و قلبش تند نمی زد ..
خواهر کوچیکه او را برداشت و توی یک جعبه سر باز روی ایوان گذاشت
امشب بعد از جریان لیمو امانی وقتی دیر وقت خانه آمدم دیدم دوباره 
به همانجای قبل برگشته و انگار
 
دلالت صریح و دلالت ضمنی در داستان نویسی انگلیسی
ترجمه گارگین فتائی
.
کلمات هم دارای دلالت  صریح denotative meaningو هم دارای دلالت  ضمنی Connotative Meaning  هستند دلالت  صریح یک کلمه معنایی است که می توان آن را در فرهنگ لغات یافت
دلالت  ضمنی یک کلمه معنای غیر مستقیم  مورد اشاره  آن است که نحوه  احساسی  یا احساستی را که شما در ارتباط با آن کلمه دارید ارائه می دهد  
به این دو جمله توجه کنید
The Petersons had a visitor over for dinner.
پیترسون یک ملاقات کننده اضافی برای شام دا
به مناسبت میلاد امام رضا (ع ) جشنی با حضور اعضاء ووالدینشان در روز سه شنبه 10 مرداد 96 در مرکز برگزار شدو فعالیتهای زیر اجرا شد : 
1) جمع خوانی سوره توحید 
2) شعر خوانی با عنوان مهمان خراسان از کتاب تو بوی سیب می دهی 
3) قصه گویی با عنوان کارگر بی مزد از داستانهای امام رضا (ع )
4) اجرای شعبده بازی توسط یکی از اعضای نوجوان 
5) مسابقه طنز با عنوان مصاحبه 
6) مسابقه دست به دست با توپ 
7) پخش فیلم : داستان زندگی امام رضا (ع ) و نماهنگ 
8) پذیرایی 
ãäÈÚ
 
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.
 
آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:
عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم
شاید برای شما هم پیش آمده است که بیش تر از تعداد مبلمبان و صندلی های موجود در فضای خانه تان مهمان داشته باشید. در چنین مواقعی برای حل مشکل از چه راه حلی استفاده می کنید؟ حتما استفاده از مبلمان و صندلی های جمع جور بهترین گزینه برای این منظور هستند. یکی از بامزه ترین مبلمانی که می توانید در چنین مواقعی از آن ها استفاده کنید مبل کوسنی و یا همان مبل پاف است؛ به همین منظور در این مطلب می خواهیم شما را با این وسیله پرکاربرد در دکوراسیون منزل آشنا
تا توانی تو مزن دست به دامان کسی ... کن حذر از نَفَس سینه ی سوزان کسیخار برچین و مَبُر سنبل و ریحان کسی ... مشو از بهر طمع بنده ی مهمان کسی                      نان خود می خور و منت مکش از خوان کسی                                              ***گر تو اسکندر و دارابی خواهی مردن ... از برای سفرت توشه تو باید بردنبی سبب هیچ کسی را نتوان آزردن ... گر کباب جگر خویش تو باید خوردن                      بخور و درگذر از بره ی بریان کسی                                              ***ح
یک نجار مسن به کارفرمایش گفت که میخواهد بازنشسته شود تا خانه ای برای خود بسازد و در کنار همسر ونوه هایش دوران پیری را به خوشی سپری کند. کارفرما از اینکه کارگر خوبش را از دست میداد، ناراحتبود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت. کارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه ای برایشبسازد و بعد باز نشسته شود. نجار قبول کرد ولی دیگر دل به کار نمی بست، چون میدانستکه کارشآینده ای نخواهد داشت، از چوبهای نامرغوب برای ساخت خانه استفاده کرد و کارش را
 
 
  می شود آن روز برسد که دوربین حرفه ایم را از گردنم آویزان کنم، بعد بروم یک جای بلند بایستم، ماه را مهمان قابم کنم، به پاس قدردانی از سال های همراهی اش، نورش را در عکس هایم بپاشم و فریاد بزنم: دوستت دارم ماهِ آسمانِ من؟
  خیلی بعدتر، نمایشگاهی را که دلم آرزو می کند، برگزار کنم و عکس های گاه و بیگاهم، مهمان نگاه همگان شود!
  از همین دنیای هنر، فقط یک دوربینش مال من باشد، بقیه سهم دیگران... ãäÈÚ
خستگی گاهی در نگاهی جا می شود که روز هاست خریدارانه کسی را دید نزده است و میخواهد بالاخره صابونی به دلش بزند.
درست سه شب از شبی که آدرینا بستری بود، گذشته و او را به خانه ی عطیه برده بودند. پیرزن بیچاره با آنکه زهره ترک شده بود، اما با اطمینان های سوزان و دلداری های دقیقه به دقیقه اش او را آرامش بخشیده و این چند روز را مهمان او بوده است.
چند روزی که سوزان در آن خانه مانده بود، برنا کمی فکر کرده و به این نتیجه رسیده بود که در کیش میتواند به هدفش بر
        ۩۩۩ ☫  برآستان جانان /کربلائی محمود بهجت ☫ ۩۩۩    شاید کمتر کسی بداند شاعراین شعر پرشور و ماندگار که قریب به یک قرن است که در شب عاشورا در فضای محافل عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام می پیچد و دل و جان مشتاقان را با سوز و آه عاشورایی گره می زند، کربلایی محمود بهجت(ره)، پدر بزرگوار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) است.کربلایی محمود بهجت در این شعر ماندگار بسیار زیبا و هنرمندانه از ابیات حافظ بهره برده است .توصیه می کنم حتما تمام
آجر نمایک خانه آجری بیش از یک طرح است.در حقیقت بازتاب روحیات شخصی افرادی است که در آن خانه زندگی می کنند.شما می توانید  با آجر هر طرحی را در ذهن مجسم کنید و بعد آن شکل را روی محل زندگی خود به اجرا در بیاورد.هیچ اهمیتی ندارد که شما خاستار معماری سنتی و یا معماری معاصر باشید.مهم نیست که خانه های کلاسیک و یا جدید را دوست داشته باشید.مهم نیست  که خانه های کلاسیک و یا جدید را دوست داشته باشید.حتی اگ طرح های سنتی و ساده و یا خانه هایی که در یک نگاه بهتر
قلـــــب مـــــن خانه ی عشــــق است وتـــــو مهمان منـــــے
با تو می نویسم و می خوانم هم با غزل ، هم بی غزل ،
دلم ترانه اے میخواهد تو بخوانے و من ... آنچنان ڪه شاپرڪے در باد پایڪوبے ڪنم ، برایم بخوان
اى كاش كه خواننده بودم و مرغ سحر میخواندم
مادر اى خوشبو ترین عطر هستی  هرکجا که می نویسمت
شکوفه می دهی.
 ای مهربان‌ترین فرشته‌ی خدا.بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟
 
  ãäÈÚ
یکی از مهم ترین دغه دغه های هر انسانی در سرتاسر کره خاکی رفع نیاز مسکن خود است.
افراد مختلف با توجه به سطح ثروت خود به ساخت یا خرید خانه های مختلف می کنند.
اما برخی افراد خانه های خود را متفاوت تر می سازند و یا برخی نکات در مورد همه خانه ها در سرتا سر دنیا یکسان است.
برخی نکات جالب در کشورهای مخلف
به طور میانگین اکثر فراد پس از ساخت یا خرید خانه تمایل دارند حدود حداقل شیش سال در همان خانه زندگی کنند.
یک شرکت ژاپنی سیستمی محافظ از زمین لرزه برای خا
از بینندگان وبلاگ تقاضا می شود در باره ی این دو سوال فکر و نظراتشان را درج کنند.
آیا به نظر شما مساجد خانه های خدا در زمین هستند و آیا این درست است اگر کسی بر اهل خانه ای وارد شود بر صاحب خانه است که از میهمان خود به خوبی پذیرایی کند؟
به نظر شما چرا شهید بهشتی با خود عهد کرده بود اگر روزی غذایش را زود تر از آنکه نمازش را بخواند، بخورد فردای آن روز را روزه بگیرد؟ ãäÈÚ
یزد، شهر خانه‌های تاریخی و بادگیرها، شهری كه یكدستی و یكپارچگی معماری آن را در كمتر شهری در ایران می‌توان پیدا كرد. مردمان یزد عاشق دوچرخه اند و راه رفتن در كوچه پس كوچه های آن بهترین عیش هر مسافری می‌تواند باشد. خانه‌ لاری‌ ها كه در یزد قرار دارد نگینی از مردم لارستان در دل كویر است كه یكی از بناهای ارزشمند شهر یزد می باشد.
ãäÈÚ
باز باران
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران!
گردش یک روز دیرین..
پس چه شد؟!
دیگر کجا رفت؟!
خاطرات خوب و شیرین
باز باران،
بی ترانه،
بی هوای عاشقانه،
بی نوای عارفانه،
درسکوت ظالمانه،
خسته از مکر زمانه،
غافل از حتی رفاقت،
هاله ای ازعشق ونفرت،
اشکهایی طبق عادت،
قطره هایی بی طراوت،
روی دوش آدمیت،
میخورد بربام خانـــــــــــــه،،، ãäÈÚ
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان مرکزی، به مناسبت روز سینما و با حضور اعضای کودک، کتاب «نمایشنامه مهمان های ناخوانده» در کتابخانه عمومی شهدای شهر قورچی باشی معرفی و جمع خوانی شد. مژگان یوسفی مسئول کتابخانه شهدای قورچی باشی گفت: کتاب «نمایشنامه مهمان‌های ناخوانده» نوشته منوچهر اکبرلو و عباس امیر مشهدی بوده و ویژه دانش‌آموزان دبستان و راهنمایی در ۳۰جلد تهیه شده است. یوسفی افزود: این مجموعه که شامل  موضوعات تربیتی،
مهرداد بائوج لاهوتی درگفت وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت،با انتقاد از اوج گیری وجود خانه های خالی از سکنه درسال های اخیر، گفت: تبدیل مسکن به کالایی سرمایه ای؛تعداد خانه های خالی را افزایش داده است.نماینده مردم لنگرود درمجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه نمی توان تمامی خانه های خالی را در زمره کالای سرمایه ای قلمداد کرد، افزود:برخی از خانه های موجود در نتیجه انبوه سازی و در انتظار فروش بودن و همچنین نابسامانی در بازار خالی هستند از این رو ن
تو اینجا نیستی و گم شده ایاما هنوز لبخندت اینجاست وروی صندلی روبرویم نشسته است
تو اینجا نیستیاما بعد از تو رنگ گیسوانتتن صدایت وبوی تن ات رابرای تنهایی و اتاقم جا گذاشته ای
تو این جا نیستیاما آنکهدر این خانه وروی پاشنه ی در ودر بستر ودر خواب با من است
مرا صورت عشق تو تنها نمی گذارد .... ãäÈÚ
سهم من از این خانه خانه سفر بوده و عشق
از خاطره های تو خطر بوده و عشق
هر بار که لمس کرده دست تو مرا
انگار توافق تبر بوده و عشق
 
 
سهم من از این خانه خانه سفر بوده و عشق
از خاطره های تو خطر بوده و عشق
هر بار که لمس کرده دست تو مرا
انگار توافق تبر بوده و عشق ãäÈÚ
51 سال با کودکان ایران؛
مهمان‌های ناخوانده کانون ثبت ناملموس شد
 
قصه‌ی اولین کتاب منتشر شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با عنوان «مهمان‌های ناخوانده» اثر فریده فرجام در فهرست میراث ناملموس ثبت شد.
 


به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری این خبر را در سامانه اینترنتی خود منتشر کرده و توضیح داده است این داستان به همت دفتر آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی ناملموس و دفتر کودک
از مهر پارسال تا الان دیگه چیزی ننوشتم. همونطور كه قبلآ نوشتم ترم اول شازده رفت كرمان و ترم دوم اومد شهر خودمون مهمان شد. اصلآ راضی نبود و می گفت استادای اینجا خوب نیستن و اونجا بهترن. خلاصه ترم سوم رفت كرمان و من تنها شدم. عاشورا و تاسوعا اومد و برگشت.
هر بار زنگ می زدم بهش كلی غر غر می كرد و از غریبی می نالید وقتی می گفتم اگه ناراحتی بیارمت اینجا می گفت نه.
یك بار دیگه بین ترم اومد و 15 روز اینجا بود. چرا طولانی شده بود؟ الان می گم.
ما نمایشگاهی دا
 
کشور عشق و دو آشوبگر فرمانده
عقلِ مغرور و دلِ خیره سرِ وامانده
 
روی لبخند و تِم غصه بلاتکلیف است
دهن خوش سخن عشق ،اگر وا  مانده
 
نه تفاهم نه مدارا و دمار از روزم
دائما این دو در آورده و من درمانده
 
عشق مهمان و دلی که شده خاطرخواهش
عقل هم دشمن سرسخت همین ناخوانده
 
مرگ باید که به دادم برسد اما حیف
دو قدم آمده هربار  مرا پیچانده ãäÈÚ
رئیس اداره ورزش و جوانان خنج از احداث خانه جوان در این شهر خبر داد. به گزارش روابط عمومی اداره ورزش و جوانان شهرستان خنج ، عبدالمجید دوراندیش با بیان این مطلب اظهار داشت در جلسه‌ای که با حضور نماینده فرمانداری و رئیس اداره ورزش و جوانان برگزار شد، احداث خانه جوان در  شهر خنج در دستور کار قرار گرفت. وی افزود: به همین منظور مقرر شد در تفاهم نامه با نهادهای فوق خانه جوان در خنج براساس دستورالعمل وزارت ورزش و جوانان و همچنین استانداری فارس احدا
انگار زندگی شبیه یک خواب است.
من کجا و این خانه کجا...
انگار که من خانم این خانه شدم.انگار که همسر دارم.انگار که یک ماه از خانه داری ام میگذرد.
وای آرزوهایم چه شد....
آرزوهایم برآورده شد....
آرزویم در خواب عمیق فرو رفته
حالا آرزوی دیگری دارم...خدایا کمک کن تا عشقمون پایدار بمونه و تا ابد زندگی خوبی داشته باشیم.
  ãäÈÚ
2000 متر باغ با انواع در ختان میوه و درختان تزئینی و چنار های قدیمی و بلند500 متر بنا به شرح زیر :370 متر ویلای لوکس و دوبلکس نوساز با بهترین متریال ساختمبله شده با بهترین و مدرن ترین وسایل کابینت هایگلاس حرفه ای، 3 اتاق خواب مستر یک خواب 60 متری و دو خواب 30 متری هرکدام شوفاژ و کولر گازی( سیستم گرمایشی شوفاژخانه )یک سالن ورزشی مجزا و کامل و یک آلاچیق به متراژ 60 متر با کولر گازی و به شکل کلبه ( اتاق مهمان کنار استخر شنا )سرایداری 40 متری مجزا با کولر گازی
سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد 
عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد
دست خود را روی سینه می گذارم با ادب
آه دارد مادری با قامت خم می رسد 
میزبان زهرا که باشد من خیالم راحت است
چون که الطافش به مهمان ها دمادم می رسد 
انبیا پشت سر هم یک به یک صف بسته اند 
حضرت خاتم برای خیر مقدم می رسد 
بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شروع
نامه های دعوت از عرش معظم می رسد 
زیر و رو کردن فقط کار حسین بن علی ست 
در محرم ارمنی هم زیر پرچم می رسد 
چایی روضه دوای درد بی درم
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
به در و دشت و دمن؟
یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟یا به یک خلوت و تنهایی امن ،دل که تنگ است کجا باید رفت؟پیرفرزانه من بانگ برآورد که این حرف نکوست، دل که تنگ است برو خانه دوست... شانه اش جایگه گریه تو،سخنش راه گشا،بوسه اش مرهم زخم دل توستعشق او چاره دلتنگی توست.. دل که تنگ است برو خانه دوست.. خانه اش خانه توست...باز گفتم خانه دوست کجاست؟گفت پیداش کن ،آنجا پر از مهر و صفاستصبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پا
میلاد محمدی ستاره تیم ملی فوتبال ایران كه در تیم اخمت گروزنی روسیه بازی می‌كند، به تهران آمده تا در تمرینات تیم ملی شركت كند. او مهمان این هفته برنامه نود بود و گفتگویی جالب با عادل فردوسی پور انجام داد.
                                   ãäÈÚ
ااین بشر خیلی باسلیقه سِت می کنه با توجه به حجابش این کار واقعا سخته به نظرم . 
حالا جالبه که من تا قبل از برنامه ی دورهمی اصلا نمیدونستم خانم لواسانی مجری هستن و اصلا ندیده بودمشون و نمیشناختمشون . تا حالا هم اجراهاشون رو ندیدم ولی در حدی که مهمان برنامه بودن شخصیتشون و ظاهرشون توجهم رو جلب کرد:)  ãäÈÚ
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نيامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است..."این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است ".
ãäÈÚ
                 امانت داری بسیار خوب شهید حاج کاظم رستگار
 
در انجا ( خانه سازمانی پادگان الله اکبر ) با بسیاری از همسران فرماندهان اشنا شدم و رابطه صمیمانه ای با انها برقرار کردم از جمله دوستی با خانواده همت و باکری بود . این دوستی ها علاوه بر اینکه باعث شد از تنهایی پیدا می کنم . امتیاز دیگری هم داشت و ان این بود که اطلاعاتم نسبت به جنگ و عملیات هایی که صورت می گرفت وسعت پیدا کرد.
در خانه های سازمانی زندگی بسیار ساده بود . با ان همسران ما خود از ف
مایکروسافت یک سری خانه درختی و محیط‌های باز برای کارمندان خود ساخته است. این خانه‌ها باعث نشاط و شادابی بیشتر کارمندان می‌شوند و عین یک اردوی تفریحی هستند.
مایکروسافت این خانه‌ها را در فضای باز شرکت خودش در اطراف دانشگاه ردموند ساخته است. فعلا سه خانه ساخته شده که هنوز یکی به طور کامل تکمیل نشده است. این خانه‌ها تمام امکانات و نیازمندی‌های دورکاری و انجام کارهای روزانه را دارند و کارمندان می‌توانند به طور انفرادی یا تیمی در آن‌ها فعا
رساله طراحی خانه اپرااین فایل به بررسی و دانلود رساله طراحی خانه اپرا می پردازد . در فرمت word قابل ویرایش و در 315 صفحه می باشد.  بخشی از محتوای فایل :: تردیدی نیست كه در بین هنرهای هفتگانه، موسیقی موثرترین و گویاترین وسیله برای بیان عواطف و تمنیات درونی آدمی است. ãäÈÚ
باز رمضان ماه عشق به خداوندگارمان رسید و به سرعت در حال اتمام است بی جهت نیست ما از مهمان تا سه روز خوشمان می آید به نظر میاد خداوندگارمان هم از این همه ضیافت دلش به سر آمده ....
آه از این رحمت وصف ناشدنی آه از این روزهای بسیار نیک ک در حضور شخص خداوندگارمان هستیم و همانند برق و باد و صاعقه در حال گذر است رفتن به سرعت این روزها مرا بیاد طوفان های موسمی می اندازد ک ناگهان در یک طرف افق پدیدار می شود و به صورت سریع از ان طرف افق می گذرد ...
دریاب کنون ک
گزارشی از خانه حضرت فاطمه(علیهاالسلام)                              
                   
نگاه دیگری که به این خانه می‏افکنیم، حیرتمان بیشتر می‏شود، نه فرش قابل ذکری دارد و نه وسائل گران قیمت. اشتباه نشود، خیال نکنید که علی علیه السلام فقیر بود، بلکه..اینک نیم نگاهی به وسائل این خانه - که در حقیقت همان جهیزیه حضرت فاطمه علیها السلام بود و در آن چند سال هیچ به آن اضافه نگشته بود - خواهیم داشت. در این خانه دو قبر مجهول و گمشده و یک محراب قرار دارد.قبر او
جشن ویژه
شعله های رقصان در پیچ و تاب سرخ خود اوج می گرفتند و دلم را گرم شعف جشن و سرور می کردند کوی و برزن پر بود از بزرگ و کوچک و نقطه های نورانی که گروه گروه خرد و کلان را دور خود جمع کرده بودند .
مدتی را در حیاط محمود به همراه خانواده اش خوش گدرانده بودم پدرش هر سال چند کپه بوته را آتش می زد و من هم مهمان افتخاریشان بودم پس از پایان این جشن ویژه راه خانه مان را در پیش گرفتم .
آتش بزرگی در وسط کوچه برپا بود به صد قدمی آتش که رسیدم پهره اکبر در نور س

غروبی مهمونامون زنگ زدند و تشکر کردن بابت مهمان نوازیمون !
گویا خیلی بهشون خوش گذشته
ماشینشون پر از عروسک و لباس بچه هاش بود اصلااا جا نداشتن که سوغاتی
بخرن فقط واسشون گردو خریدبم و بردن
حالا میگن دفعه بعدی که بیایم دیگه وسایل کمتر میاریم تا ماشین جا داشته باشه
سوغاتی و میوه و اینا بخریم !
مهمون های خوبی بودن ، خوشحالم که بهشون خوش گذشته ... ãäÈÚ
اجاره و رزرو منزل و سوییت و ویلا در کاشان
رزرو اتاق و پانسیون در کاشان
رزرو خانه لوکس در کاشان
 اجاره روزانه منزل در کاشان،اجاره سوییت در کاشان،اجاره خانه در کاشان،منزل در کاشان،گلابگیری کاشان،منازل استیجاری کاشان،منزل کرایه کاشان،خانه اجاره کاشان،اجاره اتاق در کاشان،اجاره کوتاه مدت در کاشان،اجاره روزانه در کاشان،منزل در کاشان،خانه در کاشان، گلابگیری کاشان، سوییت در کاشان، اسکان در کاشان،گردشگری در کاشان،اجاره روزانه خانه در کاشان

سلام
خوب نبودم و همچنان هم تعریفی ندارم
ولی چنگ زده ام به در خانه خدا و میخواهم این چند وقتی كه ازش كمی دور شدم را جبران كنم 
 زیر دوش توی پیاده روی وسط كار روزانه همه و همه فقط با خودش حرف میزنم 
اوضاع خانه مثل همیشه است نه خوب و نه بد 
و هوا كه انگار تمام سرمایش را به استخوان من میزند 
خوش بحال خرسها
ناهار كلم پلو گذاشته ام 
اینقدر حرف دارم ولی نوشتنم نمی آید ãäÈÚ
چگونه خانه را در برابر ویروس سرماخوردگی و آنفلوآنزا ایمن کنیم؟
 


۶ گام سالم برای ایمن کردن خانه در برابر ویروس سرماخوردگی و آنفلوآنزا
 
 
ویروس سرماخوردگی تا سه ساعت در خانه و بر روی سطوح مختلف می تواند باقی بماند و این یک نکته ثابت شده است.
 
 
 
 
شما هرچقدر هم که در بهداشت شخصی وسواس داشته باشید، بازهم امکان ابتلا به سرماخوردگی وجود دارد. چون نقاط خاصی در خانه های ما بیشتر در معرض آلوده شدن با ویروس سرماخوردگی و آنفلوآنزا هستند. با این حال
امیر المومنین علی علیه السلام چون شنید شریح قاضی خانه ای به مبلغ هشتاد دینار خریده است ، سخت بر او انتقاد کرد و فرمود : شنیده ام برای آن خانه ، قباله و گواهانی تنظیم کرده ای ، اما بدان که اگر در وقت خرید خانه نزد من آمده بودی ، قباله ای مانند این قباله برای تو می نوشتم :
"این خانه ای است که بنده ای ذلیل و خوار از مرده ای آماده ی کوچ خریداری کرده است ، خانه ای در سرای غرور ،  در محل فاتی شوندگان و در کوچه ی دیگر آن به حوادث ناگوار ، حدسوم آن به هوا و ه
توی کلاس نشسته ایم و بچه ها دارند در مورد موی زاعد صحبت میکنند.که روغن مورچه رشد موی زاعد را متوقف میکند. و اپی لیدی فلان است و زیر بغل را باید فلان کرد.من سرم دارد میترکد.میخواهم بروم خانه.قبلا تا هفت دانشگاه میماندم.الان هی میخزم تو خانه ولی الان خانه .ینی دوست دارم بروم خانه.و بخابم.بعد قرار است بروند نمایشگاه اما من نمیروم.حوصله ندارم.نمایشگاه چرت است و اینها هی میخندند.من خیلی دلم گرفته است و بغض به جای گلویم کاسه سرم را فشار میدهد.از پنجر
همه به فکر خودشان هستند اما تو به فکر دیگران. هیچ وقت به خودت فکر نکردی و به هرچه اعتقاد دارم قسم می خورم که هیچ گاه ندیدم چیزی را برای خودت بخواهی. خدا هم که نیستی بگویم وظیفه ات است. مادر! یک روز هم بی تو مباد...
ستون خانه تویی خانه بی تو می لرزد
که خانه بی نفست ارزنی نمی ارزد
بمان که با نفست عشق زنده می ماند
که بی تو سینه ی من عشق هم نمی ورزد
تویی شبیه همان قصه گوی کودکی ام
منم شبیه همان کودکی که پَر پَر زد
پزشک هرچه بگوید، هنوز هم مادر
ستون خانه ت
یک خانواده معمولی برای شروعی دوباره و نو به خانه ای جدید میروند اما در این خانه اوضاع آنچنان که به نظر میرسد خوب و نرمال نخواهد بود . رازهای سر به مهر زیادی در این خانه وجود دارند . صاحبان پیشین آن بر اثر قتل و خودکشی از دنیا رفته اند . این خانه به آن زیبایی که به نظر میرسد نیست … راز چیست ؟ مشکل کجاست ؟ چرا صاحبان جدید پس از دیدن موارد مشکوک از خانه نمیروند و در آن میمانند ؟ این خانه چه رازی را در خود پنهان کرده ؟ سرنوشت این خانواده و اطرافیان آن
 
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••مرحوم دخیل
 
کربلایه گتدی یتمیش بیر نفر یاور حسین
قاسم و عباس و اکبر هم علی اصغر حسین
گتدی مهمان کربلایه عترت پیغمبری
امّ لیلا و رباب و هم علیِّ اصغری
نه جلالیله گتوردی نور چشم حیدری
یعنی گتدی او چوله زینب کیمین خواهر حسین
کربلا آباد اولان چوخ یاخشی مهمان ساخلادون
زادهٔ زهرانی بوردا دیده گریان ساخلادون
عترت پیغمبری چاک گریبان ساخلادون
گلدی اول گون که سنه اول شاه بی یاور حسی
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
که در آن دوستانم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه دهد
رمز وارد گشتن "شستشوی دلهاست"
شرط آن " داشتن یک دل بی رمز و ریاست "
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه دوستی اینجاست ãäÈÚ
زن کنار پنجره نشسته بود وعصر زیبای پاییزی دلش را چنگ می زد . دلش می خواست دوستش کنارش باشد . تلفن را برداشت و دعوتش کرد . بارها او دعوت شده بود حالا میخواست میزبانش باشد و سنگ تمام بگذارد . او هم دعوت را پذیرفته بود . زن اما دلش آرام نبود بارها به او تأکید کرد که به موقع بیاید . و حتماً بیاید .
از یک روز قبل خانه را برق انداخت . شیشه ها را پاک کرد . شب شده بود اما ناهار روز بعدش را آماده کرد . کمی چشید : خدا کند خوشش بیاید ..
به سراغ کمد لباسش رفت . پیراهنش
  افزایش جمعیت که نیاز به مسکن جدید را در پی داشته است موجب گردیده تا خانه باغ های قدیمی که در قالب اتاق های ساده اما صمیمی دور تا دور حوض و استخر و باغچه های زیبا بنا شده بودند جای خود رابه واحدهای کوچک و مدرن آپارتمان بدهند.
آپارتمان  خانواده های ایرانی را در بند خود اسیر کرده است. گرچه این واحدها در متراژهای مختلف و نقشه های متنوع از انواع امکانات و تکنولوژی های روز بهره می برند اما هیچ گاه آن صفا وصمیمیت خانه های باغی قدیمی را در اذهان مالک
ناخدای عشقونم،دلبر گرفتار اولموشامچوخ خطرلردن کِچوب،عشقونده حیران اولموشام
گورموشم طوفانیده،جور و ستم بیگانَدنسئوملی جانی وریب،شمعه یانان پروانَدن
ایسترم پرپر اولام،پروانه تک من شمعووَهتوت الیمنن اذنی ور،مهمان اولوم رُخساروَه
دلبرا من سنن آیری،ناخدای عاجزم
گوزلرون دریاسینه،من غرق اولان بیر عاشقم
باخدایم ،باخدایم! ناخدای عشقونمکوی قلبونده اسیرم،من فدای عشقونم
(شعر:#مهدی.افروزان) ãäÈÚ
به نظر من مسجد ها باید فعال باشند تا کسانی که ماهواره دارند خودشان ماهواره را تحویل بدهند و دیجیتال 
بگیرند  یک مسجدی به نام مسجد امام رضا در میدان حر هست یک شب خانه ی کسی که ماهواره داشته و 
دین اسلام را قبول نداشته و هیچ وقت پایش را در مسجد نگذاشته بود اتش می گیرد امام جماعت وقتی این خبر را
می شنود به پشت میکروفن می رود و می گوید خانه ی یکی از همشهریان ما اتنش گرفته و تمام زندگی اش 
سوخته هرکس مایل است کمک کند تا بتئانیم خانه ی این مرد را باز س
"زندگی باید کرد" حرف تو بود سهراب اما من این روزها دلم زندگی نمی خواهد... عجیب  دلم نبودم می خواهد...  می خواهم برای مدتی نباشم... نفس نکشم... احساس نکنم... و قلبم از تپیدن بازایستد... چند روزی است عجیب هوای رفتن کرده ام... به دیاری دور از این سرزمین ... چایی دور از این همه هیاهوی آدم های دروغین...
چند وقتیست چمدانم را بسته ام و آماده رفتنم... و به دنبال کسی نمی گردم که پشت سرم اب بریزد... من دیگر قصد بازگشت ندارم... دلم نمی خواهد برگردم... و اصلا آب هم که معجزه
به نام حضرت دوست
دلم از همه چیز بیشتر، تنگ شده برای اذان های انتظار و سجده های خیییییییییییس دم رفتن. فکر کن وقتی میخواهم برای همیشه پیش خدا بروم هم، این اذان در گوشم زنگ بزند. سالها و سالها رفتم اما امسال رنگش رنگ متفاوتی بود. خدا نمیخواست بروم. اصلاً صفحه ثبت نام که باز میشد، دلم به ثبت نام نمیرفت. یکشنبه شب پیش، شب عجیبی بود التماسهایی که فقط میخواست خدا فقط سه روز محکم بغلش کند. گریه گریه گریه.... تا بیاید صبح شود، در تمام وجودم ندای "نه"ی خدا
نابغه ها بگن...؟؟!
مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی میکند.
مرد سوئدی یک سگ دارد.
مرد دانمارکی چای می نوشد.
خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه ی سفید قرار دارد.
صاحب خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه ی سفید است.
صاحب خانه ی سبز قهوه می نوشد.
شخصی که سیگارpall mallمی کشد،پرنده پرورش می دهد.
صاحب خانه زردسیگارdunhillمی کشد.
مردی که در خانه وسطی زندگی میکند،شیر می نوشد.
مرد نروژی در اولین خانه زندگی می کند.
مردی که سیگارblendsمی کشد در کنار مردی که گربه نگه میدارد زندگی میکند.
فقیری بر درِ خانه ثروتمندی آمد و چیزی طلبید، ثروتمند به غلام خود گفت : ای مبارک! به قنبر بگو به یاقوت بگوید که به فقیر بگوید چیزی در خانه نداریم. فقیر گفت: خداوندا! به جبرئیل بگو به میکائیل بگوید که به عزرائیل بگوید جان این بخیل را بگیرد.
منبع: گلشن لطائف۴۳/۱. ãäÈÚ
راننده سرویسمان تصادف كرده است و یك میلیون و ششصد و هشتاد تومان ضرر كرده است.حالا، به گفته خودش و با اینكه پول از جان شیرین برایش عزیزتراست؛ضررش جهنم، خانوادهء بچه اى كه در صندلى جلو نشسته بوده است( كامشین جان این همان آینده در گذشته است كه نداریم؟)از راننده سرویسمان  شكایت كرده اند و حالا حالاها داستان ادامه دارد.
من فكر مى كردم با این تصادف كمى رام مى شود و كمتر توى خیابان ها روح و روان مردم را خش مى اندازد.كمى هم امیدوار بودم با توجه به این
نزدیک می خواهم تورا ازخویش دورم می کنی آواره ی بیراهه هایی سوت وکورم می کنی! یا پرده می آویزی وازخودجدایم می کنی یابانگاه تازه ای غرق غرورم می کنی گاهی مراسرمی دهی دربسترتاریک درد گاهی فقط می تابی وسرشارنورم می کنم یکدم در آغوش غمم از بی محلیهای تو باگوشه چشمی ناگهان غرق سرورم می کنی یادرخودم گم می شوم یا اینکه دنبال توام فصلی پریشان می شوم فصلی صبورم می کنی گاهی کویری خسته ام کزآسمان دل می کند! گاهی شوم بارانی وپرشعروشورم می کنی! یکدم سل
آب های روزمینی این شهرستان ، به جز رودخانه های فصلی و اتفاقی که بخشی از حوضه ی آب ریز خلیج فارس می باشند عبارت اند از : رود خانه ی حله که در محل درود گاه از تلاقی دو رود خانه ی دالکی و شاپور به وجود می آید و پس از عبور از دهستان حله وارد خلیج فارس می شود ؛ دیگر ، رود خانه ی شور است که از ارتفاعات گچ ترش و کلاه فرنگی سر چشمه میگیرند و از حد فاصل دهستان حیات داوود و شبانکاره گذشته و در خور مزین ، وارد خلیج فارس می شود. جربان آب هر دو رود ، دیمی و شور است
خواب دیدم دیشب یک باغ بزرگ داشتم پر درخت بود یک جوب آب هم داشت پر درخت میوه بود آلوچه وبادام وبه هم داشت ودرختها ی مختلف و درختان خیلی بزرگ بودن درخت گردو هم داشت منم مهمان داشتم واز میو هاش برای مهمانها می دادم؛ درخت های به خیلی خوشگل بودن،[۹/۲۶،‏ ۲۰:۳۸] فلیبلغ الحاضر الغائب: دوستان و اشنایان و اطرافیان خوبی دارد یا صفات خوبی که از ان بهره میبرد و به دیگران هم بهره رساند ولاحول ولاقوه الابالله ãäÈÚ
بوی مهر باز بوی دفتر پاک کن های سفید ته مداد قرمز باز هم مهر رسید باز هم رج زدن حرف الف باز هم دخترکی سر به هوا دختری نازکه نامش کبراست و د ه ها سال است قول ها داده به خود و گرفته تصمیم که دگربار، کتاب خود را باز جا نگذارد. شب به زیر باران آن کتاب کهنه هچنان خیس و چروکیده و باران زده است باز هم سال دگر باز پاییز دگر باز تصمیم دگر باز کوکب خانم چند مهمان دارد باز هم سفره رنگین پهن است و کدام از ماها در پس این همه سال … حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم
هزینه های سالن برای خودتان دارایی گزینش فرمائید و به آن پایبند باشید . مخارج یک سالن عروسی به صورت معمول دربرگیرنده : ” هزینه محل ورود ” که یک رقم اثبات فارغ از در لحاظ تصاحب کردن تعداد دعوت شدگان است . ” هزینه خوراک و پذیرایی ” که معمولا به ازای هر نفر محاسبه می‌شود و بستگی به تعداد مهمان ها , اشکال طعام , نوشیدنی , پیش خوراک و… دارااست . ” هزینه تیم آهنگ و سرگرمی ” در این باره عرف این است که حتی‌در صورت استفاده نکردن از مجموعه ترانه سالن ه
ریال مادرید موفق شد با حساب دو بر صفر مهمان اش اسپانیول را شكست دهد 
در این دیدار كه در هفته هفتم لالیگا در ورزشگاه سانتیگو برنابیو برگزار شده بود ایسكو الاركون ستاره اسپانوی ریال مادرید موفق شد هر دو گول تیم اش را به ثمر برساند 
قابل ذكر است این اولین پیروزی ریال مادرید در سانتیگو در فصل جدید لالیگا بود 
قبل از ان تساوی دو بر دو با والنسیا ، تساوی یك بر یك با لوانته و شكست یك بر صفر برابر ریال بیتیس حاصل كار ریال مادرید بود  ãäÈÚ
موسس کمپانی بزرگ مایکروسافت در کتابی که بیش از 20 سال پیش به چاپ رسانده، نوشته: «ده سال دیگر میلیون ها عکس و دیگر وسایل سرگرمی که من در موردشان توضیح داده ام در بیشتر خانه ها وجود خواهند داشت و بدون شک می توان گفت حتی بسیار بهتر و هیجان انگیزتر از تصاویری که من اکنون ترسیم کرده ام...در کتاب «جاده پیش رو» (The Road Ahead) که در سال 1995 میلادی چاپ شد،بیل گیتس با جزئیات کامل در مورد خانه آینده خود که زمینه ساز خانه های هوشمند مدرن شد،توضیح داده بود. این خان
 
حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.
 
دکتر علی شریعتی ãäÈÚ
 از بین بردن بوی غذا در خانه
داشتن پنجره کوچک در آشپزخانه ما باعث شده است که بوی غذا همیشه در این فضا بماند و همین مسئله برای من مشکل ساز شده است. آیا راهی برای از بین بردن بوی غذا در آشپزخانه وجود دارد؟
 
بعد از پخت غذا در آشپزخانه برای از بین بردن بوی آن، پنجره ها را باز کنید و هود و هواکش را روشن کنید تا کوران هوا و جریان بیشتر به از بین بردن بوی بد خانه کمک کنند. البته باید بدانید که این کار انرژی زیادی را هدر می دهد. می توانید حوله نمناکی را د
زنم بر موی غمها شانه بی تو چه دلگیراست هوای خانه بی تو
در و دیوار خانه غم گرفته چو ویرانه شده کاشانه بی تو
گل یاس و اقاقی بی تو پژمرد گمان آفت زده گلخانه بی تو
نمیدانم که یادت هست آنروز؟که گفتم میشوم افسانه بی تو
به ظاهرحال من خوب است اما درونم گشته است ویرانه بی تو
مـرا بـا بیـکسی هایـم رهــا کنکه هستم با خودم بیگانه بی تو
مرا سنگ صبور غصه خواندندکه من دیوانه ام دیوانه بی تو #جوادالماسی @javadalmasi59 ãäÈÚ
این روها حال دلم خوب هست ، شاید چون موفق شدم ان هم به صورت کاملا ناخواسته که نجنگم شاید هم چون به علت نزدیک شدن روزهای قاعده گی توان جسم و روح مبارزه ندارم.
هر شب قبل خواب فکر می کنم کاش فردایم توی خانه سپری می شد و خودم دخترکم رو کلاس می بردم و ناچار نبودم یک روز در میان بفرستمش خانه ی پدری تا انجا بخوابه و اون ها هم به زحمت بیافتند و ...
دلم مسافرت می خواد و یک هوای خنک و یک عالمه خرید کردن.
ãäÈÚ
نویسنده ی رمان نوجوان بچه های کشتی رافائل در هفدهم مردادماه در قالب برنامه دو پنجره مهمان ایلامی ها خواهد شد.


 
به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان ایلام  محمدرضا مرزوقی نویسنده ی رمان نوجوان بچه های کشتی رافائل در هفدهم مردادماه در قالب برنامه دو پنجره مهمان ایلامی ها خواهد شد
در این نشست که با نقد و بررسی رمان نوجوان(بچه های کشتی رافائل) از انتشارات کانون همراه است، نویسنده ضمن حضور در کانون استان و دی
 
چند روز پیش در مقابل اصرار خیلی زیاد یکی از همکلاسی های سابقم وسوسه شدم و در دورهمی آنها برای اولین بار شرکت کردم ؛ خوب در این سال ها تنها با میزبان گهگاهی ارتباطات و تماس تلفنی داشتم. 
وقتی به خانه دوستم رسیدم اولین مهمان بودم و بالطبع جز میزبان که شناخت بیشتری نسبت به من داشت بقیه ورود من را ندیدند و وقتی که بقیه مهمان ها آمدند خوب از نظر تیپ و آرایش و لباس تفاوت سبک و سلیقه آنچنانی بین ما محسوس نبود اما در صحبت ها و کامنت ها یی که بینما
از روستای زیبای کندوان دیدن فرمایید.
دیدار از این روستا تجربه ای فراموش نشدنی است.
کندوان، تنها روستای صخره‌ای و مسکونی جهان است.
 
روستای کندوان به امکانات اقامتی و پذیرایی برای گردشگران تجهیز شده و مردمی مهمان نواز دارد.   
کندوان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سهند بخش مرکزی شهرستان اسکو واقع شده‌است. این روستا دارای جاذبه‌های گردشگری فراوانی‌است و شکل خانه‌های آن که به‌مانند کندوی عسل در دل کوه کنده شده‌ اس
به گزارش عصراوز و به نقل از باشگاه خبرنگاران، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس گفت: در سال جاری خانه سوداگر شهر اوز مرمت می شود.
مصیب امیری افزود: با توجه به ضرورت مرمت این خانه ثبتی در اوز، عملیات مرمت در کف سازی و کف فرش حیاط، اجرا زیرساخت برای تاسیسات مورد نیاز، سبک سازی و مرمت بخشی از پشت بام، بازسازی بخشی از دیوار پیرامونی بنا و خاکبرداری است.
امیری با اشاره به اینکه خانه سوداگر از نظر گچ بری و نقوش گیاهی، دریچه های چ
نیزه دارد با سر من ، عشق بازی می کندنیزه زیبا با سرم مهمان نوازی می کند
می رسم تا بر سر گلواژه ی عاشق شدنخود به خود قلبم برایت جمله سازی می کند
بسکه زیبایی عزیزم توشه ی عشقت مراهمسفر با کاروان بی نیازی می کند
تشنه ی عشق تو بودن بی قرارم کرده استدل برای با تو بودن پیشتازی می کند
عاقبت شیرین من، شیرین زبانی های توسرزمین وعده هایم را حجازی می کند
دست های مهربانت می شود کوکم کنددر دلم دارد خیالت تک نوازی می کند
سروده ی ولی‌الله تیموری مبین بروجردی
✏️ از اول دهه محرم که وارد روستا شدیم هر وعده منزل یکی از اهالی مهمانیم. امروز ظهر برای نهار منزل عبدالله مهمان بودیم. خانه اش نسبت به دیگران کمی مجلل تر بود گویا وضعش نسبتا خوب بود. عبدالله را مدتها بود دیده بودم. ولی اولین بار بود به خانه اش میرفتم. از سال 91 که به این روستا میامدیم مثل بقیه جوانان روستا دور و بر گروه جهادی ما بود و به ما کمک میکرد. دیده بودمش ولی پای حرفش ننشسته بودم.✏️ سر سفره گفت "میدونستید شما جهادی ها زندگی منو زیر و رو کر
آب همه چیز را می شوید و با خود می برد و پاکی هدیه می دهد.این خاصیت آب است.سالها پیش علی عشق طالع و فال بود.آن روزها مثل این روزها برای خانه ها دیوار بلند نمی ساختند.خانه ها از روی پرچین و درهای مخفی به همدیگر راه داشت.دین این همه پر رنگ نبود.محرم و نامحرم آنطور که باید معنا نداشت.علی داماد همسایه بغلی بود.همیشه برای دیدن پدر به خانه ما می آمد.سیگار می کشید.چای سیاه می خورد و حرف می زد.از روی اسم و سال تولد طالع میگفت.مثلا به برادرم گفته بود که باد ا
ما اراده کردیم تا تو را در کسوت دوستان در آوریم
حضرت عیسی (علیه السلام) را دیدند که از خانه زن فاجره ای بیرون می آید. گفتند: یا روح الله! این خانه جای تو نیست ! چطور به این خانه رفتی ؟ گفت: شب بیرون آمدم ، تا به کوه روم و مناجات کنم ، راه را بر ما پوشانیدند و ما به خانه این زن افتادیم . در بنی اسرائیل ، آن زن به نا پارسایی معروف بود ، چون وی حضرت عیسی (علیه السلام) را دید. برخاست و به خاک افتاد و بسیار تضرع و زاری کرد و از راه خود برگشت و به راه راست و صل
سفره خانه سنتی در کنار پل تاریخی لشکر در نزدیکی بقعه امام زاده عبدالله شوشتر احداث گردیده و روزانه پذیرای  عده ایی از همشهریان و گردشگران و میهمانان از سراسر استان با مدیریت علیرضا همتی زاده در خدمت هم استانیهای گرامی می باشد ãäÈÚ
تاریخ شفاهی کتاب به روایت یک ناشر

بیست و پنجمین نشست تاریخ شفاهی کتاب با حضور بهروز عطایی فرد، مدیر انتشارات عطایی برگزار می‌شود.
به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، این ناشر فردا (سه‌شنبه چهارم مهرماه) مهمان بیست و پنجمین نشست تاریخ شفاهی کتاب در سرای اهل قلم خواهد بود.
سلسله نشست‌های تاریخ شفاهی کتاب از سوی موسسه خانه کتاب با دبیری نصرالله حدادی در سرای اهل قلم برگزار می‌شود و هر برنامه به تاریخچه فعالیت‌های یکی از ناشران باسابقه و قدیم
 

این روزها دل به خاطراتی داده ام که می دانم تکرارشان جز محالات است،روزهای کودکی که دلخوشیمان به نگاه پرمهر مادر و حضور باصلابت پدر خلاصه می شد.. دلم هوای عطر بهارنارنج خانه ای کرده که هوش از سر هرکسی را می پراند..هوای پدر با گلها و درختهای باغچه اش که تابلو هنری زیبایی را در حیاط خانه خلق کرده بود ، مادری که غذاهایش جز عشق و مهربانی و شریک شدنش با همسایه ها طعم دیگری نداشت..دلم شیطنتها و بازیگوشی های که به دور از چشم پدر ومادر انجام می شد طلب
ما در این بیمه نامه سعی کرده ایم تا یکی از مهمترین دغدغه های بانوان ایرانی را که به عنوان ستون خانواده محسوب میشوند را بر طرف کنیم.
 شرکت بیمه ملت به عنوان شرکتی پیشرو در ارائه و طراحی بیمه های زندگی و مستمری ، اقدام به طراحی بیمه نامه ایی به عنوان مستمری زنان خانه دار نموده است.
این بیمه نامه برای کلیه بانوان ایرانی طراحی گردیده است ، لیکن برای ارج نهادن به زحمات قشر وسیعی از بانوان ایرانی که منشا برکت و استحکام خانواده میباشند به این اسم نا
بله.آرزو میکنم بچه ی یک درخت بودم.یک درخت گردوی استوار.یا حتی یک بوته ی کوچک بی دفاع.فرقی نمیکند.دوس داشتم من و خواهرم از بوته به عمل می آمدیم یا از زیر زمین سر بر می آوردیم.من به عنوان خواهر بزرگتر دست آبجی کوچولو یم را میگرفتم.این خانه مان را میفروختیم(البته آن موقع خانه نداشتیم،اما من میخواهم فکر کنم همین خانه الان مان را داشتیم)و یک خانه نقلی ۷۰متری میخریدیم و بقیه پولمان میماند.ک برای آن پول طلا و سکه میخریدیم ک پس انداز کرده باشیم.(البته
امروزه لزوم شناسایی خودکار عناصر و جمع آوری داده های مرتبط با آن، بدون نیاز به دخالت انسان جهت ورود اطلاعات در بسیاری از عرصه های صنعتی، علمی، خدماتی، اجتماعی و خانه هوشمند احساس می شود. برای پاسخ به این نیاز تاکنون فناوری های متعددی طراحی و پیاده سازی شده است. از این روی،کارتخوان های اثر انگشتی یا کیپددار که در ارتباط مستقیم با سیستم مرکزی خانه هوشمند قرار دارند، به واسطه برنامه پذیر بودن و اجرای سناریوهای خانه ی هوشمند مانند، سناریوی عد
پس طبق ساختاری که گفتم شروع میکنیم مجری گری ترکی را
1-اولین قدم .شعر خواندن ترکی که برای شروع مجری گری انجام میشود شعری های طبق مناسبت ها یا شعرهای زیبا
مانند : حسینه یرلر اغلار گویلر اغلار بتول مصطفی پیغمبر اغلار حسینین نوحه سین دلریش یازاندا مسلان سهلیدی هم کافر اغلار
یا مثلا شعر توصیفی مثل :سلام اولسون بارهارینا و سلام اولسون پاییزیناو قیشینا سلام اولسون تپراغونا داشونا سلام اولسون وطنیمین عشوه سینه داشونا
2-دومین قدم .با نام خدا شروع کر
 .Čəš dıli ovəynəye
 چشم آینه دل است.
 
İnson de imoni, sıxan de zəmoni.
.انسان با ایمان اش، سخن با زمان اش 
 
.Az voteydəm osmon, tı voteydəš rismon 
من میگویم آسمان تو میگویی ریسمان.
 
.Bəxt bıdə Xıdoye
شانس دهنده خدا است.
 
.Čanə otəš bıboš, ıštəni bəsuteš
چقدر آتشی باشی خودت را میسوزانی.
 
.  Har šəvi gıləy rüž heste
برای هر شبی یک روز هست.
 
.Dıli piyəy šin bəbe
کسی که دلخواه مان باشد خوش و شیرین است.
 
Bə čokə koy Xıdo zamine
.خدا ضامن کار خوب است 
 
.Həyo bo insoni omə
حیا با انسان می آید. 
 
.Ištə gəvi bə xəy okə
دهان ات را
آنقدر قل خوردیم که دست آخر یادمان رفت مثل روزهای اول بگوییم:" خانه ای میخواهیم با پنجره های بزرگ"
تهران و بنگاههایش شده بود تکرار ملال آور سوال و پاسخ :"چقدر دارید؟"
کسی گوش نمیداد که خانه ی با پنجره بزرگ یعنی چه!
انگاری که مریخی حرف زده باشیم. پوزخندی بود و جواب سربالا 
لابد پنجره بزرگ مال پولدارها بود و خب پولدارها هم گیر بنگاه معاملاتی نمی افتند. لابد بشکن میزنند و خانه با پنجره های بزرگ ردیف است. بعد میروند با پارچه های گل درشت ضخیم روی پنجر
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها