ذکر نیامدن مهمان

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

داستان مهمان مردگان , داستان دختری است که بین مرگ و زندگی دست و پا میزنه , مهمان های مقبره رو به تابوت خودش دعوت میکنه و زیبایی های خودش و جذابیت های اون مکان رو بهش نشون میده تا شاید مهمان بمونه .
مردی که پشت میز نشسته , رئیس اونجاست و رفتارش شبیه مرده هاست . دختره به مهمان میگه دنبال کسی هستیم که بیاید نظم برقرار کند . برداشت من این بود که نیاز به یک منجی دارن , کسی که به جای اونا تصمیم بگیره مرگ یا زندگی . 
جاروی دست دختر و دعوت کردن مهمانان به هم
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا..... بر خاک و خون نشسته میدان کربلا....
از آب هم مضایقه کردند کوفیان....خوش داشتند حرمت مهمان کربلا....
زان تشنگان هنوز به عیّوق می رسد.... فریاد العطش ز بیابان کربلا...
آه از دمی که لشکر اعداء رحم نکرد.....کردند رو به خیمه ی مهمان کربلا.... ãäÈÚ
از لحاظ مهمان نوازی پرچم ریش پیش را بالا نگه داشته اند  در تمام خونه ها اگر چه جنسشون از خاکه ولی برای مهمانان عزیز همیشه باز هست   یعنی در حدی که مثلا صاحب خونه هیچی در اون لحظه نداشته باشه وای با روی بسیار خوش از مهمونش پذیرایی میکنه  یه جوری که صد درصد مهمون دلش بخواد یه بار دیگه هم به روستا بیاد  ãäÈÚ
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در ادامه‌ی بزرگداشت هفته کتاب و کتاب‌خوانی پنج نویسنده و شاعر مهمان فروشگاه‌ها و کتابخانه‌های سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌شوند. بر اساس این گزارش، در نخستین دیدار روز ۲۰ آذر عباس قدیرمحسنی با کتاب «قصه‌های غولی» در کانون استان زنجان با کودکان و نوجوانان دیدار می‌کند. در روزهای ۲۲ و ۲۳ آذر، مریم اس
جلسه قرعه کشی رقابت‌های فصل آینده لیگ برتر بسکتبال همراه با چند تصمیم جدید برگزار شد.
به گزارش ایسنا، در این جلسه اعلام شد که رقابت‌های فصل جدید لیگ برتر بسکتبال از دوشنبه 24 مهر ماه آغاز می‌شود و 24 اسفند نیز به پایان می‌رسد. در این جلسه تصویب شد که فصل آینده بسکتبال با 9 تیم برگزار خواهد شد. 
پتروشیمی، نفت آبادان، دانشگاه‌آزاد، مهرام تهران، شهرداری تبریز،‌ شهرداری گرگان، یس آل گرگان، پدافند رعد خوزستان و نیروی زمینی تیم‌های حاضر در فصل
در این راهنما قصد دارم به نکاتی در رابطه با خرید سرویس چینی مهمان اشاره کنم که دانستن آنها می تواند برای شما بهترین خرید را به ارمغان آورد.در پستی که در یکی از سایت ها خواندم به صورت مختصر به این موضوع پرداخته شده بود. فکر کردم به مطالب مهمی در این پست اشاره نشده است که بهتر است به آن ها بپردازم.
برای همه ما مسلم است که ظروف چینی بهترین انتخاب برای مهمانی های رسمی است. فقط سوال اینجاست که چه سرویس چینی برای پذیرایی از مهمان بهتر است؟
در ابتدا به
به مناسبت میلاد امام رضا (ع ) جشنی با حضور اعضاء ووالدینشان در روز سه شنبه 10 مرداد 96 در مرکز برگزار شدو فعالیتهای زیر اجرا شد : 
1) جمع خوانی سوره توحید 
2) شعر خوانی با عنوان مهمان خراسان از کتاب تو بوی سیب می دهی 
3) قصه گویی با عنوان کارگر بی مزد از داستانهای امام رضا (ع )
4) اجرای شعبده بازی توسط یکی از اعضای نوجوان 
5) مسابقه طنز با عنوان مصاحبه 
6) مسابقه دست به دست با توپ 
7) پخش فیلم : داستان زندگی امام رضا (ع ) و نماهنگ 
8) پذیرایی 
ãäÈÚ
تا توانی تو مزن دست به دامان کسی ... کن حذر از نَفَس سینه ی سوزان کسیخار برچین و مَبُر سنبل و ریحان کسی ... مشو از بهر طمع بنده ی مهمان کسی                      نان خود می خور و منت مکش از خوان کسی                                              ***گر تو اسکندر و دارابی خواهی مردن ... از برای سفرت توشه تو باید بردنبی سبب هیچ کسی را نتوان آزردن ... گر کباب جگر خویش تو باید خوردن                      بخور و درگذر از بره ی بریان کسی                                              ***ح
 
 
  می شود آن روز برسد که دوربین حرفه ایم را از گردنم آویزان کنم، بعد بروم یک جای بلند بایستم، ماه را مهمان قابم کنم، به پاس قدردانی از سال های همراهی اش، نورش را در عکس هایم بپاشم و فریاد بزنم: دوستت دارم ماهِ آسمانِ من؟
  خیلی بعدتر، نمایشگاهی را که دلم آرزو می کند، برگزار کنم و عکس های گاه و بیگاهم، مهمان نگاه همگان شود!
  از همین دنیای هنر، فقط یک دوربینش مال من باشد، بقیه سهم دیگران... ãäÈÚ
به یاد پدران آسمانی!وقتی دیروز باران بارید“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم“آن مرد با نان آمد”یادم آمد که دیگر پدرم در بارانبا نانی در دستو لبخند بر لبنخواهد آمددیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اشبا زمین و تنهائیشبا خورشید و نبودنشبه یاد پدر سخت گریستمپدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشتپدرم وقتی رفت دل من سخت شکستخاطر خاطره ها رخ بنمودزندگی چرخش یک خاطره استخاطر خاطره ها را نبریدش از یادپدرم وقتی رفت آسمان غمزده بودو زمین م

از امروز بیا به خانه ام
روزى چند كلام،
چند واژه،
چند حرف،
مهمان من باش
هر روز،
حرف هایم را،
برایت دم مى كنم،
یكى دو فنجان،
با شكر،
دور هم مى نوشیم
نگران نباش
نمك ندارد پذیرایى ناقابل من
بنشین پیشم
نگاهم كن
بزن لبخند
تا كه در بازار
ارزان بشود قند و شكر...
 
سوگند راسخ
٤ آذر ١٣٩٦
  ãäÈÚ
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان مرکزی، به مناسبت روز سینما و با حضور اعضای کودک، کتاب «نمایشنامه مهمان های ناخوانده» در کتابخانه عمومی شهدای شهر قورچی باشی معرفی و جمع خوانی شد. مژگان یوسفی مسئول کتابخانه شهدای قورچی باشی گفت: کتاب «نمایشنامه مهمان‌های ناخوانده» نوشته منوچهر اکبرلو و عباس امیر مشهدی بوده و ویژه دانش‌آموزان دبستان و راهنمایی در ۳۰جلد تهیه شده است. یوسفی افزود: این مجموعه که شامل  موضوعات تربیتی،
شب وصل است و تبِ دلبری جانان استساغر وصل لبالب به لب مستان استدر نظر بازیشان اهل نظر حیران استگوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان استامشبی را شه دین در حرمش مهمان استظهر فردا بدنش زیر سم اسبان استمکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
 
«یارب این بوی خوش از روضة جان می آید؟ یا نسیمی است کزان سوی جهان می آید؟»«یارب این نور صفات از چه مکان می آید؟»«عجب این قهقهه از حورِ جنان می آید!»یارب این آبِ حیات از چه دلی جوشان است؟ 
در این مقاله تصمیم داریم شما را با دعا برای دور كردن شخص دعا برای دور شدن از خانواده شوهر دعا برای دور شدن دشمن دعا برای رفتن مهمان دعا برای مهمان مزاحم دعای مجرب برای دفع مزاحم دعا برای دور شدن مادر شوهر دعا برای فراری دادن دشمن دعا برای نيامدن شخصی به خانه بیشتر آشنا کنیم.

 

دعا برای دور كردن شخص
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از شر کسی خائف و بیمناکی این دعا را بخوان. «اللهم انک لا یکفی منک احد و انت تکفی من کل احد من خلقک فاکفنی شر (نام فرد شرور آ
به من بگو هنوز هم مرا دوست داری یا مهمان همیشگی نشسته در خانه ات مجالی برای خیال من نگذاشته وکهنه جایی که در ذهنت از آن من بود را محو گردانیده.
به من بگو چرا چنین است؟احساس حضورت و نبودنت
همیشه میدانستم دل من و تو به یکدیگر راه دارد.
چه کوتاه بود قصه ما
اکنون دیر است؟!؟
به من بگو غریبه ی آشنای من ãäÈÚ
 
دلالت صریح و دلالت ضمنی در داستان نویسی انگلیسی
ترجمه گارگین فتائی
.
کلمات هم دارای دلالت  صریح denotative meaningو هم دارای دلالت  ضمنی Connotative Meaning  هستند دلالت  صریح یک کلمه معنایی است که می توان آن را در فرهنگ لغات یافت
دلالت  ضمنی یک کلمه معنای غیر مستقیم  مورد اشاره  آن است که نحوه  احساسی  یا احساستی را که شما در ارتباط با آن کلمه دارید ارائه می دهد  
به این دو جمله توجه کنید
The Petersons had a visitor over for dinner.
پیترسون یک ملاقات کننده اضافی برای شام دا
51 سال با کودکان ایران؛
مهمان‌های ناخوانده کانون ثبت ناملموس شد
 
قصه‌ی اولین کتاب منتشر شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با عنوان «مهمان‌های ناخوانده» اثر فریده فرجام در فهرست میراث ناملموس ثبت شد.
 


به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری این خبر را در سامانه اینترنتی خود منتشر کرده و توضیح داده است این داستان به همت دفتر آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی ناملموس و دفتر کودک
از مهر پارسال تا الان دیگه چیزی ننوشتم. همونطور كه قبلآ نوشتم ترم اول شازده رفت كرمان و ترم دوم اومد شهر خودمون مهمان شد. اصلآ راضی نبود و می گفت استادای اینجا خوب نیستن و اونجا بهترن. خلاصه ترم سوم رفت كرمان و من تنها شدم. عاشورا و تاسوعا اومد و برگشت.
هر بار زنگ می زدم بهش كلی غر غر می كرد و از غریبی می نالید وقتی می گفتم اگه ناراحتی بیارمت اینجا می گفت نه.
یك بار دیگه بین ترم اومد و 15 روز اینجا بود. چرا طولانی شده بود؟ الان می گم.
ما نمایشگاهی دا
 
کشور عشق و دو آشوبگر فرمانده
عقلِ مغرور و دلِ خیره سرِ وامانده
 
روی لبخند و تِم غصه بلاتکلیف است
دهن خوش سخن عشق ،اگر وا  مانده
 
نه تفاهم نه مدارا و دمار از روزم
دائما این دو در آورده و من درمانده
 
عشق مهمان و دلی که شده خاطرخواهش
عقل هم دشمن سرسخت همین ناخوانده
 
مرگ باید که به دادم برسد اما حیف
دو قدم آمده هربار  مرا پیچانده ãäÈÚ
میلاد محمدی ستاره تیم ملی فوتبال ایران كه در تیم اخمت گروزنی روسیه بازی می‌كند، به تهران آمده تا در تمرینات تیم ملی شركت كند. او مهمان این هفته برنامه نود بود و گفتگویی جالب با عادل فردوسی پور انجام داد.
                                   ãäÈÚ
ااین بشر خیلی باسلیقه سِت می کنه با توجه به حجابش این کار واقعا سخته به نظرم . 
حالا جالبه که من تا قبل از برنامه ی دورهمی اصلا نمیدونستم خانم لواسانی مجری هستن و اصلا ندیده بودمشون و نمیشناختمشون . تا حالا هم اجراهاشون رو ندیدم ولی در حدی که مهمان برنامه بودن شخصیتشون و ظاهرشون توجهم رو جلب کرد:)  ãäÈÚ
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نيامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است..."این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است ".
ãäÈÚ
باز رمضان ماه عشق به خداوندگارمان رسید و به سرعت در حال اتمام است بی جهت نیست ما از مهمان تا سه روز خوشمان می آید به نظر میاد خداوندگارمان هم از این همه ضیافت دلش به سر آمده ....
آه از این رحمت وصف ناشدنی آه از این روزهای بسیار نیک ک در حضور شخص خداوندگارمان هستیم و همانند برق و باد و صاعقه در حال گذر است رفتن به سرعت این روزها مرا بیاد طوفان های موسمی می اندازد ک ناگهان در یک طرف افق پدیدار می شود و به صورت سریع از ان طرف افق می گذرد ...
دریاب کنون ک

غروبی مهمونامون زنگ زدند و تشکر کردن بابت مهمان نوازیمون !
گویا خیلی بهشون خوش گذشته
ماشینشون پر از عروسک و لباس بچه هاش بود اصلااا جا نداشتن که سوغاتی
بخرن فقط واسشون گردو خریدبم و بردن
حالا میگن دفعه بعدی که بیایم دیگه وسایل کمتر میاریم تا ماشین جا داشته باشه
سوغاتی و میوه و اینا بخریم !
مهمون های خوبی بودن ، خوشحالم که بهشون خوش گذشته ... ãäÈÚ
 
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••مرحوم دخیل
 
کربلایه گتدی یتمیش بیر نفر یاور حسین
قاسم و عباس و اکبر هم علی اصغر حسین
گتدی مهمان کربلایه عترت پیغمبری
امّ لیلا و رباب و هم علیِّ اصغری
نه جلالیله گتوردی نور چشم حیدری
یعنی گتدی او چوله زینب کیمین خواهر حسین
کربلا آباد اولان چوخ یاخشی مهمان ساخلادون
زادهٔ زهرانی بوردا دیده گریان ساخلادون
عترت پیغمبری چاک گریبان ساخلادون
گلدی اول گون که سنه اول شاه بی یاور حسی
        ۩۩۩ ☫  برآستان جانان /کربلائی محمود بهجت ☫ ۩۩۩    شاید کمتر کسی بداند شاعراین شعر پرشور و ماندگار که قریب به یک قرن است که در شب عاشورا در فضای محافل عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام می پیچد و دل و جان مشتاقان را با سوز و آه عاشورایی گره می زند، کربلایی محمود بهجت(ره)، پدر بزرگوار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) است.کربلایی محمود بهجت در این شعر ماندگار بسیار زیبا و هنرمندانه از ابیات حافظ بهره برده است .توصیه می کنم حتما تمام
ناخدای عشقونم،دلبر گرفتار اولموشامچوخ خطرلردن کِچوب،عشقونده حیران اولموشام
گورموشم طوفانیده،جور و ستم بیگانَدنسئوملی جانی وریب،شمعه یانان پروانَدن
ایسترم پرپر اولام،پروانه تک من شمعووَهتوت الیمنن اذنی ور،مهمان اولوم رُخساروَه
دلبرا من سنن آیری،ناخدای عاجزم
گوزلرون دریاسینه،من غرق اولان بیر عاشقم
باخدایم ،باخدایم! ناخدای عشقونمکوی قلبونده اسیرم،من فدای عشقونم
(شعر:#مهدی.افروزان) ãäÈÚ
سر شب بعد از برگشتن از مسجد یک کفتر وسط حیاط افتاده بود.
خواهرکوچیکه ، من و مامان مات و مبهوت به صحنه نگاه کردیم و
همه به فال نیک گرفتیمش .
خواهرکوچیکه ذوق زده شد و گفت چند تا عکس ازش بگیرم .
نمی توانست پرواز کند ، انگار از جایی افتاده بود .
وقتی نازش می کردیم خیلی آرام بود و قلبش تند نمی زد ..
خواهر کوچیکه او را برداشت و توی یک جعبه سر باز روی ایوان گذاشت
امشب بعد از جریان لیمو امانی وقتی دیر وقت خانه آمدم دیدم دوباره 
به همانجای قبل برگشته و انگار
بودا به دهی سفر کرد …
زنی که مجذوب
سخنان او شده
بود از بودا خواست تا مهمان
وی باشد. بودا پذیرفت
و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.کدخدای دهکده هراسان
خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی
او نروید !بودا به کدخدا گفت : یکی از دستانت را به من بده !کدخدا تعجب کرد و یکی
از دستانش را در دستان
بودا گذاشت.آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن !کدخدا بیشتر تعجب
کرد و گفت: هیچ کس نمی‌تواند
با یک دست کف بزند ؟بودا لبخندی زد
و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تو
نزدیک می خواهم تورا ازخویش دورم می کنی آواره ی بیراهه هایی سوت وکورم می کنی! یا پرده می آویزی وازخودجدایم می کنی یابانگاه تازه ای غرق غرورم می کنی گاهی مراسرمی دهی دربسترتاریک درد گاهی فقط می تابی وسرشارنورم می کنم یکدم در آغوش غمم از بی محلیهای تو باگوشه چشمی ناگهان غرق سرورم می کنی یادرخودم گم می شوم یا اینکه دنبال توام فصلی پریشان می شوم فصلی صبورم می کنی گاهی کویری خسته ام کزآسمان دل می کند! گاهی شوم بارانی وپرشعروشورم می کنی! یکدم سل
خواب دیدم دیشب یک باغ بزرگ داشتم پر درخت بود یک جوب آب هم داشت پر درخت میوه بود آلوچه وبادام وبه هم داشت ودرختها ی مختلف و درختان خیلی بزرگ بودن درخت گردو هم داشت منم مهمان داشتم واز میو هاش برای مهمانها می دادم؛ درخت های به خیلی خوشگل بودن،[۹/۲۶،‏ ۲۰:۳۸] فلیبلغ الحاضر الغائب: دوستان و اشنایان و اطرافیان خوبی دارد یا صفات خوبی که از ان بهره میبرد و به دیگران هم بهره رساند ولاحول ولاقوه الابالله ãäÈÚ
بوی مهر باز بوی دفتر پاک کن های سفید ته مداد قرمز باز هم مهر رسید باز هم رج زدن حرف الف باز هم دخترکی سر به هوا دختری نازکه نامش کبراست و د ه ها سال است قول ها داده به خود و گرفته تصمیم که دگربار، کتاب خود را باز جا نگذارد. شب به زیر باران آن کتاب کهنه هچنان خیس و چروکیده و باران زده است باز هم سال دگر باز پاییز دگر باز تصمیم دگر باز کوکب خانم چند مهمان دارد باز هم سفره رنگین پهن است و کدام از ماها در پس این همه سال … حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم
هزینه های سالن برای خودتان دارایی گزینش فرمائید و به آن پایبند باشید . مخارج یک سالن عروسی به صورت معمول دربرگیرنده : ” هزینه محل ورود ” که یک رقم اثبات فارغ از در لحاظ تصاحب کردن تعداد دعوت شدگان است . ” هزینه خوراک و پذیرایی ” که معمولا به ازای هر نفر محاسبه می‌شود و بستگی به تعداد مهمان ها , اشکال طعام , نوشیدنی , پیش خوراک و… دارااست . ” هزینه تیم آهنگ و سرگرمی ” در این باره عرف این است که حتی‌در صورت استفاده نکردن از مجموعه ترانه سالن ه
ریال مادرید موفق شد با حساب دو بر صفر مهمان اش اسپانیول را شكست دهد 
در این دیدار كه در هفته هفتم لالیگا در ورزشگاه سانتیگو برنابیو برگزار شده بود ایسكو الاركون ستاره اسپانوی ریال مادرید موفق شد هر دو گول تیم اش را به ثمر برساند 
قابل ذكر است این اولین پیروزی ریال مادرید در سانتیگو در فصل جدید لالیگا بود 
قبل از ان تساوی دو بر دو با والنسیا ، تساوی یك بر یك با لوانته و شكست یك بر صفر برابر ریال بیتیس حاصل كار ریال مادرید بود  ãäÈÚ
حالا یک هفته از آمدن معصومه می‌گذرد، هر روز صبح که ساعت را نگاه می‌کنم لبخندی روی لبم می‌نشیند و پر شیطنت می‌پیچم دورش که هوس نکند زودتر از ساعت مقرر از خواب بیدار شود. او هم مایوسم نمی کند، دستهایش را توی خواب تکان می‌دهد و وقتی از حضورم مطمئن می‌شود دوباره به خواب می‌رود.
از امدن معصومه ۷ روز می‌گذرد و من هر صبح یک مهمان کوچک مهمانی سفره صبحانه ام است که غذا خوردن را از یادم می‌برد. گاهی بهانه می‌گیرد و خودش را لوس می‌کند و گاهی با وقار
توی سکوت خودم نشسته بودم.. کوچگترین صداها هم در سکوتم جای داشت.
گوشم با من حرف زد.. انگشتم خفه اش کرد.یکی بمن گفت... هههه دیوانه است..
گویا کسی بود که ندیده بودمش..اما از دیوار وبلاگ بغلی به خانه خیال من سرک کشیده بود.
ریز خندیدم ..انگار حرفهایم مزه خنده میدهد..حتی برای خودم....کاش همینطور ادامه داشت.. خدابه داد م برسد . هیسسسس!!! مثل اینکه همسایه باز سرکشیده در گوشه ی ذهنم نشسته است. و دارد مرا میشنود.. هر چه میخواهم او را ببینم ..که هست و چه شکلی ..زود در
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها